تبليغاتX
منم آرش کماندار ، مردی از نسل عشق

منم آرش کماندار ، مردی از نسل عشق

در حفاظت از انقلابی که ثمره مبارزات انقلابیون پاک نهاد ایرانیست در طول تاریخ خونبار شیعه

مصاحبه جالب رئیس کمیته صیانت از آراء

گزارش زیر به نقل از خبرگزاری ایرنا تقدیم میگردد واقعا حیف بود دوستان از خواندن آن محروم باشند به چند دلیل :

۱ - با ادبیات و الفاظ زیبای مدعیان آزادی بیان و مطبوعات در مصاحبه با یک خبرنگارمسلمان ایرانی مطلع شوند .

۲ - با مواضع اصلی این آقایان بیشتر آشنا شویم و کمی در باره این مواضع و چگونگی تغییر در آن بیاندیشیم .

۳- به این نکته جالب توجه کنیم که این تعارض چگونه قابل هضم است که  فردی که خود را رئیس جمعیت حمایت از فلسطین میداند !!!!! چگونه از حامیان شعار نه غزه نه لبنان هم هست و جالبتر اینکه این آقا خود را موسس حزب الله لبنان و چه و چه میداند و آنوقت در مقابل این شعارها سکوت میکند و بعبارتی حمایت میکند واقعا کدام را باید باور کرد بقول قدیمی ها دم خروس را یا قسم حضرت عباس را !!!!

قضاوت را به شما عزیزان واگذار میکنم .

خداوند عاقبت همه مار را ختم به خیر بفرماید انشاالله

-----------------------------------------------------------------------------------
پنجشنبه شب 23/7/1388 هنگامي که "علي اکبر محتشمي پور " رئيس کميته صيانت آراء مير حسين موسوي و از سران آشوب‌هاي بعد از انتخابات رياست جمهوري، جهت شرکت در کنفرانس سازمان‌هاي مردم نهاد حامي فلسطين که در سوريه برگزار مي‌شد، به دمشق آمده بود، در حرم حضرت زينب (س) مورد سوال دو خبرنگار ايراني قرار گرفت.
محتشمي‌پور که شديدا تلاش داشت مردم او را نشناسند و به همين خاطر در صحن حرم، عمامه را از سرش بر مي داشت، با روبه رو شدن با خبرنگاران ايراني، عصباني شد و از پاسخ دادن به سوالات آنان که در کمال تعجب مي ديدند حامي شعار صهيونيستي "نه غزه، نه لبنان " حاميان موسوي، به عنوان رئيس جمعيت حاميان فلسطين به دمشق آمده است، طفره رفت.
محتشمي‌پور در حالي که شديدا عصبي شده بود، سعي داشت با متبسم نشان دادن چهره، خود را خون سرد نشان دهد که اين شگرد با تلاش او براي قاپيدن ضبط خبرنگار، خنثي شد.
خبرنگاران که خواستار روشن شدن مواضع محتشمي در برابر فلسطين و لبنان بودند، از او خواستند که بگويد چرا تا چندي پيش فلسطين و لبنان در اولويت اعتقادي امثال او بود ولي امروز، همراه و همگام با همه ضدانقلابيون و از همه بدتر بلندگوهاي رژيم صهيونيستي، به نفي همه آرمان هاي امام خميني (ره) پرداخته است.
اين برخورد محتشمي‌پور نشان گر اين مسئله است که برخي افراد، براي دست يابي به منافع و مصالح شخصي خود، حاضرند آرمان ها و اعتقاداتي را که زمان براي آن تا پاي جان مايه گذاشتند، امروز به سادگي قرباني کنند.
لازم به ذکر است که علي اکبر محتشمي‌پور سفير اسبق ايران در دمشق، مدعي است که "حزب الله لبنان " را او پايه گذاري کرده و از فعالان عرصه فلسطين نيز مي باشد. وي که هنوز رئيس جمعيت حاميان فلسطين است، هنگامي که در دهه 60 از مدافعين سرسخت آرمان هاي لبنان و فلسيطن بود، در توطئه بمب گذاري صهيونيست ها در بسته اي که براي او فرستاده بودند، در راه آرمان هاي برحق امام خميني (ره) در دفاع از مظلومان فلسطين و لبنان، به شدت مجروح شد که قطع يک دست از مچ و جراحات بسيار ديگري را براي او به دنبال داشت.
محتشمي‌پور از جمله افرادي است که آمريکا و صهيونيست ها به دليل ضرباتي که از حضور او در لبنان و سوريه در دهه 60 خوردند، به شدت از او عصباني هستند و وي از اولين نفرات ليست "سازمان سيا " و "اف.بي.آي " آمريکا براي ربودن يا ترور مي‌باشد.
در هنگامه انتخابات دهم رياست جمهوري، محتشمي‌پور همچون موسوي و کروبي، به سادگي همه آرمان ها و اعتقاداتش را در پاي قدرت فدا کرد و با سر دادن شعار صهيونيستي "نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران " سعي کرد تا لبخند دشمنان ديرين خود را بطلبد!

متن کامل گفت وگو با علي اکبر محتشمي‌پور:
م ـ حاجي سؤال منو جواب مي‌ديد؟
محتشمي‌پور: اينجا جاي دعا و ...
م ـ حاجي دعا چيه؟ دعا بايد اثر داشته باشه. ما دين رو از شما ياد گرفتيم. انقلاب رو از شما ياد گرفتيم. استکبارستيزي رو از شما ياد گرفتيم، اون‌ وقت طرفداراي شما ميان توي خيابوناي تهران داد مي‌زنن مي‌گن: نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران. شما هم که دم از فلسطين مي‌زنين، من نمي‌تونم اين تعارض رو حل کنم.
محتشمي‌پور: جواب ندارم بدم؛ چون شما نمي‌فهمي.
م ـ من نمي‌فهم؟! من جوان جوياي جوابم.
محتشمي‌پور: اگه شعور داشتي مي‌فهميدي.
م ـ با طرفداراتون هم ...
محتشمي‌پور: برو اون ‌ور ...
م ـ من موندم کروبي‌اي که ...
محتشمي‌پور: برو از کروبي بپرس.
م ـ چه فرقي داره؟ حضرت‌عالي رئيس کميته صيانت از آراي اون بودي! جواب سوال هاي منو کي بايد بده؟ اين گندي که زديد به مملکت و حيثيتش رفت و ...
محتشمي‌پور: به تو چه ربطي داره؟
م ـ يعني چي چه ربطي داره؟ شما که توي ايران نيستيد کسي از شما سؤال کنه ...
محتشمي‌پور: تو ايران باهات صحبت مي‌کنم.
م ـ شما اصلا جرات مي‌کني پات رو بذاري ايران؟
محتشمي‌پور: عجب خري هستي! من فردا ايرانم ...
م ـ ا، يعني چي مي‌گي خري؟
محتشمي‌پور: خب معلومه ديگه اين جور که حرف مي‌زني همينه ديگه ...
م ـ جواب منو نمي‌دي؟
محتشمي‌پور: به تو جواب نمي‌دم.
م ـ آهان... همه‌تون همينيد. اون ميرحسين‌تون هم يک‌بار نيومد مصاحبه کنه به کسي جواب پس بده.
محتشمي‌پور: شما انسان هستي يا نيستي؟
م ـ من خبرنگارم، دنبال جواب سوالم مي‌گردم. الان هم دارم صدات رو ضبط مي‌کنم. چهار روز ديگه مي‌ذارم روي سايت. درست حرف بزن، شما يک‌ زماني وزير کشور بودي.
د: حاج‌آقا جلوي موج سبزي‌ها هم همين جوري صحبت مي‌کني؟ بهشون مي‌گي خريد؟ شما که به مخالف خودت مي‌گي خري، نمي‌فهمي؟
م ـ هم عکست رو گرفتم، هم صدات رو ضبط کردم. بايد مردم بفهمند با يک سوال‌ کننده چطور حرف مي‌زنيد.
محتشمي‌پور: هر کاري مي‌خواي بکني بکن.
د: حاج آقا امام را ارزان فروختي به موسوي و کروبي ...
محتشمي‌پور: شما که بلديد از اين کارها بکنيد. بريد بکنيد.
د: از دستت خجالت بکش حاج‌آقا، دستت رو براي چي دادي؟ براي کروبي دادي؟ براي زندان زنان کروبي دادي؟
محتشمي‌پور: شماها که مي‌تونيد همه کاري بکنيد.
د: شما که بدتر از همه هر کاري مي‌تونيد بکنيد. خداي اين کارهاييد.
محتشمي‌پور: من حرفي ندارم با شما بزنم.
م ـ ما حرف داريم با شما.
محتشمي‌پور: بزنيد. شما که داريد، روزنامه داريد، تلويزيون داريد.
م ـ شما هم ...
محتشمي‌پور: اينترنت داريد...
م ـ اينترنت که مال ارباب‌هاي شماست. مال يو اس‌ آ ست.
د: مگه شما نداشتيد؟ مگه شما گوگوش رو، اکبر گنجي رو نداريد. از اين گنده‌تر مي‌خواييد؟ اون ها که دارن حرف‌هاي شما رو مي‌زنن. الان شما امامتون شده گوگوش. مگه نشده حاج آقا؟ شما همه افتخارتون به اينه که گوگوش اومده سبز مي‌پوشه. همه عشق آقاي موسوي مگه اين نيست؟
محتشمي‌پور: شما که اين‌ جور متهم مي‌کنيد ...
د: متهم نمي‌کنيم. خودتون مي‌گيد. شما از زندان زنان کروبي خبر نداري؟ ...
محتشمي‌پور: شما هي فحش مي‌ديد ...
م ـ ما کي فحش داديم. شما به من گفتي خر. من به شما گفتم سوال دارم دنبال جواب سوالم هستم.
محتشمي‌پور: مگه شما آزاد نيستي که سوال کني؟
م ـ مگه شما دستت رو براي لبنان ندادي؟
محتشمي‌پور: به شما چه ربطي داره دستم رو براي چي دادم؟
م ـ نه غزه نه لبنان يعني چي؟ شما به ما ياد داد داديد استکبار ستيزي رو.
محتشمي‌پور: من هر کاري کردم به خاطر خدا کردم.
م ـ به خاطر خدا هم خلافش رو انجام مي‌ديد؟
(در اين زمان محتشمي پور با عصبانيت دست انداخت تا ضبط صوت را از خبرنگار بقاپد.)
م ـ ا. حاجي اين يه دونه که نيست که ماها معمولا چند تا از اينها داريم. رکوردر من رو هم که بشکني چيزي عوض نمي‌شه ...
د: شما با سعيد حجاريان و خسرو تهراني چه فرقي داري؟ از خون رجايي گذشتيد به خاطر خسرو تهراني؟
م ـ ببين ... اين مردمي که اومدن اين جا براي زيارت، يک نفرشون سبزي نيستن. خدا شاهده اگر داد بزنم که اين رئيس کميته صيانت از آراي کروبي و موسويه، تيکه بزرگه‌ات گوشته. اين جوري هستن مردم. طرفداراي شما توي شمال تهران دارن الواط بازي درميارن.
د: دينت رو مجاني فروختي حاج‌ آقا ... برو عاقبتت رو خدا به‌ خير کنه.
(در اين زمان محتشمي پور با عصبانيت راهش را کشيد و به طرف بيرون حرم رفت و همراه با ميزبانان پاکستاني اش سوار بر ماشين مدل بالايي شد و رفت.)  

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت   توسط آرش   | 

13 آبان روز مرگ بر آمريكا

30 سال پيش در چنين ايامي بود كه لانه فساد و جاسوسي امريكا در تهران به دست جمعي از فرزندان دلسوخته اين امت شهيد داده به تسخير در آمد و بساط رابطه گرگ و ميشي با اين جهانخوار در اين مملكت برچيده شد در ميان اين جمع تعدادي از دانشجويان نيز حضور داشتند كه به دانشجويان پيرو خط امام (ره) معروف شدند چراكه داعيه اين را داشتند كه در پيروي از رهنمودهاي حضرت روح الله بود كه اين مقر جاسوسي امريكا و اسرائيل را تسخير نموده اند و امام (ره) و امت حزب الله هم از اين اقدام حمايت نمودند و عليرغم مخالفتهاي دولت موقت و بعدها بني صدر خائن حضرت امام (ره) براي حمايت از اين جريان نماينده اي را نيزتعيين نمود كه اين فرد كسي نبود جز آقاي موسوي خوئيني ها ، شكي نيست كه بنظر حضرت روح الله اين آقا در آن زمان ميتوانست بهترين گزينه باشد حال به چه دليل الله اعلم ما نيز قصد خدشه به اعمال اين آقا در آن روزها را نداريم چراكه به هرحال در آن ايام توانست خدماتي را به اين انقلاب كه در آن سالها نوپا بود بنمايد ، حال پس از 30 سال از آن ايام اين آقا و تعدادي از دانشجويان سابق پيرو خط امام از امريكا چه ديده اند كه اينچنين تغيير موضع داده اند ؟؟؟ يعني كساني كه در آن روزها اسناد وابستگي دولتمردان دولت موقت و بني صدر خائن را منتشر ميكردند و چنان با حرارت و شور شعار هاي ضد آمريكايي سر ميدادند چگونه به اين نتيجه رسيده اند كه ديگر خطري از جانب شيطان بزرگ ما را تهديد نمي كند و اين روسيه و چين هستند كه بزرگترين خطر براي اين ملت هستند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت   توسط آرش   | 

بسم الله الرحمن الرحيم

چند روز پيش در خبرها آمده بود كه : مير حسين موسوي به همراه شيخ اصلاحات !! با سيد محمد خاتمي و سيد حسن خميني ملاقات و گفتگو داشته اند .

ميگويند روزي ملا نصرالدين در كوچه به مردم مي گفت چند كوچه آنطرف تر نذري ميدهند ، مردم با ظرف بطرفي كه ملا آدرس داده بود مي دويدند تا نذري تمام نشود ، ملا وقتي اين وضع را ديد خود نيز ظرفي را برداشت و دويد گفتند تو چرا مي دوي گفت شايد واقعا خبري است و ما نمي دانيم . حكايت امروز اين آقايان وصف همان حكايت است چرا كه آنقدر خاتمي و سيد حسن خميني را بزرگ كرده اند كه گويا امر برخود خاتمي و اين جوان هم مشتبه شده كه خبري است .

تكليف جناب آقاي سيد محمد خاتمي كه روشن است و اظهر من الشمس كه اين آقا در پشت پرده حوادث اخير چه نقش مهم و تخريبي را بر ضد نظام داشته و زماني كه ملاقاتهاي اين آقاي باشخصيت كه زماني عنوان رياست جمهوري اسلامي ايران را يدك مي كشيد با مديران بنياد برانداز سوروس مشخص شد تازه برخي متوجه شدند كه اين آشوبها از كجا آب مي خورد و خائن واقعي به اين كشور اسلامي كساني هستند كه در هر لباس و پستي از خيانت به اين مملكت ابايي ندارند چرا كه فقط بدنبال منافع خود هستند ولاغير .

اما زماني كه به نام سيد حسن خميني كه نوه حضرت روح الله است و انقلاب عظيم اسلامي به نفس و هدايت ايشان بود كه آغاز شد و به پيروزي مردم مسلمان در مقابل رژيم ستم شاهي منجرگرديد برخوردم و اين ملاقات را در كنار ساير تحركات اخير اين آقا گذاردم واقعا قلبم جريحه دار شد وبدنم لرزید و جاي داشت كه خون بگريم .

با خود گفتم كه اين جوان خام كه به حرمت حضرت روح الله در اين كشور صاحب عزت و احترام شده و همه مردم به نيت احترام به حضرت روح الله هم كه شده به اين جوان به ديده احترام مينگرند چرا وارد اين بازي خطرناك شده ؟؟؟

مگر نه اين است كه حضرت روح الله در كتاب ولايت فقيه تاكيد نموده اند كه اطاعت از اوامر ولي فقيه بر همگان لازم است و حتي مراجع محترم تقليد بر اين نكته اتفاق نظر دارند كه : در مسائل حكومتي حكم ولي فقيه برهمگان حتي مراجع تقليد هم نافذ است و عمل به حكم ولي فقيه واجب شرعي است ، پس اين جواني كه هنوز در عنفوان جواني است چطور فكر ميكند و در چه تصوري است كه با اين جريانات خطرناك كه بنيان انقلاب يعني ولايت فقيه را نشانه رفته اند همسو ميشود و با آقايان جلسه مي گذارد و قرار و مدار ميگذارد و ...

شايد واقعا امر بروي مشتبه شده و فكر ميكند كه واقعا يك مقام سياسي و يا در حد يك ليدر است كه دست به چنين تحركاتي ميزند ، اگر عدم حضور وي در مراسم تنفيذ و تحليف حكم رياست جمهوري و حاضر نشدن در مراسم اداي احترام هيئت دولت به بنيانگذار جمهوري اسلامي را در كنار وقايع اخير بگذاريم نتيجه اي حاصل نمي شود مگر اينكه بگوئيم متاسفانه وي نيز در دام جناب آقاي خاتمي و موسوي خوئيني ها و سايرين گرفتار شده و فكر ميكند يكي از ليدرهاي اين جريان است و حال آنكه امثال موسوي خوئيني ها و كروبي و خاتمي صرفا دارند از نام ونشان وي استفاده ميبرند و اگر زماني برسد كه به اين نتيجه برسند كه تاريخ مصرف او تمام شده بر سرش همان خواهد آمد كه برسر سيد محمد خاتمي ؛ مگر همان كساني كه در دانشگاهها و خيابانها براي خاتمي سوت ميزدند و هلهله ميكردند همانهايي نبودند كه بعد از آنكه ديدند تاريخ مصرفش تمام شده در دانشگاهها او را مسخره كردند و هو كردند و اگر الان دارند كمي وي را به بازي ميگيرند بخاطر نفوذش بر سر اين جوان خام است كه فكر ميكند سياستمدار شده است .

هنوز ما يادمان نرفته زماني كه حضرت روح الله ديدند از سوي پسر حاج سيد مصطفي خميني ( سيد حسين ) اظهار نظرهايي ميشود كه عاقلانه نيست و ممكن است خطري را متوجه نظام نوپاي اسلامي كند دستور دادند تا به نحومقتضي با وي برخورد شود و تا پايان عمر شريف خود نيز اين نوه خود را زير نظر داشتند كه نكند خداي ناكرده اقدامي كند و يا سخني بگويد كه با منافع نظام همخواني نداشته باشد ، اگر حضرت امام (ره) امروز زنده بودند با اين نوه خود چگونه برخورد ميكردند .

اين كه آقاي هاشمي رفسنجاني در ملاقات گرم با سيد حسن خميني ميگويد به بيت حضرت امام جسارت يا توهيني شده به ايشان ميگوئيم : اين ياران صديق شما بودند كه با ببازي گرفتن اين جوان و القاء سياستمداري به وي في الواقع به بيت حضرت روح الله (ره) توهين كردند

مگر اين سخن حضرت امام (ره) نبود كه در جايي كه ميخواستند پستي به حاج سيد احمد آقا بدهند فرمودند از فرزندان من بهتر است در امور اجرايي منصبي نداشته باشتد پس شما سعي كنيد اين سيره حضرت امام را به نوه ايشان نيزبياموزيد چون بنظر ميرسد اين سيره ايشان فراموش شده است .

ما به عنوان خيرخواه حاج سيد حسن خميني كه به هر حال نوه حضرت امام (ره) هستند و براي ما محترم و سايرين از جمله سيد علي بهشتي ؛ اقاي دستغيب شيرازي و ساير كساني كه به حرمت خون و مبارزات پدر یا یکی از بستگان خود در اين كشور امام زمان (عج) صاحب عزت و احترام شده و بعضا پستهايي را نيز تصدي كرده اند و در اين ايام متاسفانه در ورطه اين دام گرفتار شده اند دوستانه و از سر خير خواهي عرض ميكنيم كه : آقايان محترم شما بواسطه نسبتان براي ما و همه ملت ايران محترم و عزيزيد و براي ما سخت است كه شما را در سنگر مقابله با انقلاب و در برابر نظام ببينيم زيرا اين انقلاب با بركت با هدايت و رهبري حضرت روح الله و تقديم صدها هزار شهيد و جانباز به پيروزي رسيد و شايسته نيست كساني كه ميدانند اين انقلاب با چه بهايي بدست ما رسيده امروزه اينگونه بر آن جفا كنند و خون بر دل رهبر فرزانه و عزتمند ما بنمايند و عرض ميكنيم كه :ما پيروان حضرت روخ الله و جان بركفان رهبر معظم انقلاب با كسي عقد اخوت نبسته ايم و همه توان و خون خود را براي دفاع از آرمانها انقلاب كه همانا آرمانهاي حضرت روح الله و مقام معظم رهبري حضرت سيد علي خامنه اي (مد ظله العالي )است بر كف اخلاص گذارده ايم و اگر زماني احساس كنيم شخص يا اشخاصي با هر نسب و لباس و مقامي با تكيه بر نسب و وابستگي خود به بنيانگذاران انقلاب شكوهمند اسلامي ايران و ساير شهداي گرانقدر انقلاب اسلامي خطري را متوجه اين نظام مينمايند با وي چنان برخورد ميكنيم كه با منافقين و ملي گراها و ... شد و در اين راه از طعنه و نيش دنيا پرستان و زراندوزان واهمه نداريم زيرا وظيمه ما عمل به تكليف است و تكليف واجب تر از نماز به  فرموده حضرت روح الله حفظ نظام مقدس جمهوري اسلامي است پس به خود بيائيد و خود حافظ قداست نام پدران خود باشيد كه فردا دير است .

خداوند همه ما را در راه دفاع از انقلاب و اهداف والاي آن و اطاعت از حضرت سيد علي مستدام بدارد انشاالله

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم مهر 1388ساعت   توسط آرش   | 

بسم الله الرحمن الرحیم

عوارض نوسازي و جايزه هاي جالب

چند روز پيش در يكي از خيابانها پلاكاردي ديدم كه خيلي توجهم را جلب كرد در آن نوشته شده بود : اهداء چندين دستگاه آپارتمان و دهها دستگاه  خودرو به كساني كه عوارض خود را به موقع پرداخت نموده اند (افراد خوش حساب ) توسط شهرداري تهران !!!!

با اسب سفید آمدی اما .............        

در وحله اول شايد اين قرعه كشي و اهداء جايزه توسط شهرداري عادي به نظر برسد ولي وقتي خوب فكر كردم نكاتي به ذهنم آمد كه بد نديدم مطرح كنم شايد براي آنها پاسخي بيابم .

شهرداري يك نهاد خدماتي است كه وظيفه اش ارائه خدمات به شهروندان يك شهر است كه براي تامين بودجه اين خدمات از مردم عوارض نوسازي ، خودرو ، پاركينگ ، و ... ميگيرد و جالب اينكه اخيرا براي پارك چند دقيقه اي ماشين يا موتور در كنار بيشتر خيابانهاي تهران هم از مردم حق پارك ميگيرد و .... ، از طرفي از دولت هم بودجه بگير است و...

حال كه شهرداري يك نهاد خدماتي است نه اقتصادي اين جوايز را از كدام بودجه اهداءميكند ؟؟؟ آيا شهرداري تهران اجازه دارد از محل عوارضي كه در سالهاي اخير دهها برابر و شايد صدها برابر شده و برخي از اقشار كم درآمد جامعه با زحمت آنرا پرداخت ميكنند تا چريمه ديركرد!!! شامل حال آنها نشود جوايزي تهيه كند و به برخي از شهر وندان حتي به قيد قرعه بدهد ؟؟؟

به خاطر آوردم يكي از دوستان كه كارمند پاك و محترمي است چندي پيش گله ميكرد كه چند سالي است با كمك وامهاي با سود آنچناني و قرض و ... سقفي را براي همسر و بچه هاي خود فراهم كرده ، قبلا سالانه 5 يا 6 هزار تومان براي وي عوارض نوسازي مي آمد ولي در چند سال اخير اين عوارض به 40 يا 50 هزار تومان !!! رسيده يعني چند درصد تورم ؟؟؟ تازه يكي دو سالي است كه هزينه جمع آوري زباله نيز به اين قبضها اضافه شده است !!!!

در اين كه هر شهروندي بايد هزينه سكونت در شهر را بپردازد تا از رفاه شهري بهره مند شود حرفي نيست ولي چند سئوال در اينجا مطرح است كه بد نيست براي آنها پاسخي بيابيم :

اولا : مگر در چند ساله اخير كه شهردار جديد برسر كار آمده است چند درصد تورم در جامعه داشته ايم كه عوارض نوسازي ساختمان دچار اين تورم سرسام آور شده است ؟؟؟ و آيا ميدانيم كه همين افزايش عوارض چه نارضايتي هايي را ايجاد كرده و برخي از اقشار كم درآمد و به اصطلاح آسيب پذير جامعه را دچار چه مشكلاتي كرده است ؟؟؟

ثانيا : مگر نه اين است كه اين عوارض بايد صرف مرمت خيابانها و كوچه ها وساير امور خدماتي شهر شود ، در جايي كه هنوز براثر يك بارندگي شديد چند دقيقه اي آب سطح برخي خيابانها را ميپوشاند آيا سنگفرش كردن برخي خيابانها براي قدم زدن برخي از ما بهترون با جيب مردم قشر آسيب پذير اينقدر لازم و واجب است ؟؟؟

ثالثا : آقايان ادعا ميكنند و شايد واقعيت هم داشته باشد كه برخي پروژه هاي عمراني مانند توسعه مترو يا اصلاح وضعيت برخي خيابانها مانند ورودي شمال شرق تهران كه روزانه هزاران ساعت وقت مردم (كه شايد براي آقايان بي ارزش باشد ) در آن تلف ميشود بدليل كمبود بودجه !با اختلال مواجه شده است ، اين خاصه خرجي ها چيست ؟؟؟ و آيا ساخت يك پل عابر پياده در خياباني كه در ماه چندين مورد تصادف عابر پياده در آن اتفاق مي افتد وظيفه شهرداري محترم است يا سنگفرش كردن خيابانها و اهداء جايزه خوش حسابي ؟؟؟

ما از زيبايي خيابانها يا قدم زدن در خيابان ولي عصر و نشستن روي نيمكتهاي زيباي آن (اگر وقتمان اجازه دهد ) بدمان نمي آيد و بخيل هم نيستيم كه چرا برخي آقا پسرها و دخترخانمها از اين امكانات استفاده ميكنند اما قيمت آن براي ما خيلي مهم است ، بگذريم از جشنهاي كوچك و بزرگي كه در ايام مختلف بعنوان كارهاي فرهنگي توسط شهرداري يرگزار ميشود و جوايز كوچك و بزرگي هم به مردم اهداء ميشود ! ما دلمان را خوش ميكنيم و ميگوئيم اينها مثلا كار فرهنگي است و ... ولي شهرداري تهران بايد كمي بخود بيايد و ببيند همين كه مثلا اتوبوس بيشتر مسيرهاي پر تردد شهر را ازحالت بليطي خارج كرده و باصطلاح به بخش خصوصي داده و آنها هم كه الحمدالله با تورم پيش ميروند به نفع مردم است يا ... مگر چه كساني از اتوبوس شركت واحد استفاده ميكنند ؟؟؟ مگر اينها جزء عوارض دهندگان و شهروندان شايد آسيب پذير اين شهر نيستند ؟؟؟ مترو هم كه سالانه با تورم خود را بروز ميكند ، در در اين شرايط بنظر ميرسد سامان دهي به اين وضعيت مهم تراز اهداء جايزه و سنگفرش كردن خيابانها و ساخت نيمكت باشد والله اعلم .

سئوال آخر ما از عزيزاني است كه با راي همين شهروندان به شوراي شهر راه يافته اند ، آيا شما عزيزان از هزينه هاي گزاف شهرداري تهران مطلعيد و آيا بر اين هزينه ها و چگونگي دريافت آنها نظارت داريد ؟؟؟ اگر نمي دانيد و نظارت نداريد كه هيچ !!! و اگر ميدانيد كه نوع هزينه عوارضي كه برخي از مردم با مشقت آنرا پرداخت ميكنند كه شما مسئوليد تا هم نظارت كنيد و هم جلوي هزينه هاي بيمورد را بگيرد .شما برروي اين صندلي ها براي همين نشسته ايد و لا غير .

بگذريم اگر بخواهيم سر درد دلمان را از شهرداري باز كنيم مثنوي هفتاد من كاغذ ميخواهد و ما هم كه نه از اين وقتها داريم و نه از اين كاغذها .

سخن آخر اينكه بيائيم به وصاياي حضرت روح الله و نصايح رهبر معظم انقلاب گوش دل بدهيم و به آن عمل كنيم كه هميشه مي فرمودند و مي فرمايند كه مراقب اقشار مستضعف باشيد كه اينها صاحبان اصلي اين انقلابند نه مرفهين بي درد .

خداوند مارا در عمل به توصيه هاي ايشان موفق بدارد انشاالله

آرش

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت   توسط آرش   | 

بسم الله الرحمن الرحيم

جنگ تحمیلی - هجمه فرهنگی - جنگ نرم

بار ديگر سالروز حمله نظامي عراق به ايران فرا رسيد و ما به ياد آورديم كه رزمندگان و دلاوران اين ملت 8 سال مردانه جنگيدند و از عزت و شرف و ناموس اين مردم و مرز و بوم جمهوري اسلامي دفاع كردند و كاري كردند كه براي اولين بار در تاريخ معاصر حتي يك وجب از خاك ميهن عزيز اسلامي در دست دشمنان نماند و در اين راه با تقديم صدها هزار شهيد و جانباز عزت و افتخار را به اين مردم و كشور هديه كردند .

اوايل سال 59 بود كه مرزبانان و نيروهاي دلسوز همواره هشدار مي دادند كه عراق در مرزها تحركاتي دارد و آماده حمله به ايران است اما برخي مسئولين در خواب ناز بودند و اين گزارشات را بايگاني ميكردند ‍، ولي در 31 شهريور ماه همان سال عراق با دوازده لشكر پياده و مكانيزه به خاك ما حمله ور شد و بخشهاي وسيعي از كشور را به تصرف درآورد و اگر نبود دلاور مردي رزمندگان جان بركف و مطيع محض رهبر كبير انقلاب حضرت روح الله (ره ) و حمايت همه جانبه مردم از رزمندگان و اطاعت از پير فرزانه خود و نيز رهبريهاي خردمندانه و الهي حضرت روح الله (ره) دشمن با محاسبات خود بايد واقعا در عرض چند روز به تهران ميرسيد زيرا در شرايطي كه هر گوشه كشور دچار بحراني بود و ارتش با توجه به عملكرد قبل از انقلاب خود و نيز توطئه منافقين شرايط خوبي نداشت ، سپاه و نيروهاي

انتظامي هم كه در شرايطي نبودند كه بتوانند از مرزها دفاع كنند و از طرفي گروهكهاي مسلح در جاي جاي اين مملكت ايجاد ناامني ميكردند و به واقع ستون پنجم دشمن بودند و از همه مهمتر رئيس جمهور خبيسي در راس كار بود كه همه تلاش خود را براي ايجاد تفرقه در بين مردم و بخصوص نيروهاي مسلح بكار مي بست قاعدتا مي بايست ارتش عراق در اين جنگ پيروز مي شد به به حمد الهي و دلايلي كه قبلا آمد اين امر ميسر نشد و همه اينها را مديون خون شهداء و ايثار جانبازان و در صدر همه هدايتهاي پيامبر گونه حضرت روح الله (ره) بوده و هستيم روحشان شاد و راهشان پر رهرو باد .

پس از جنگ تحميلي و فوت حضرت امام (ره ) حضرت آيت الله خامنه اي (حفظه الله ) رهبري اين امت را بر عهده گرفتند و سكان هدايت اين انقلاب به دست با كفايت ايشان سپرده شد .

چند سال قبل زماني كه مقام عظماي ولايت از شروع جنگ فرهنگي و به تعبير ايشان هجمه و شبيخون فرهنگي سخن گفتند و به مسئولين و مردم هشدار دادند ، آقايان مسئول و برخي رسانه هاي ساده و يا مغرض نغمه سردادند كه كدام شبيخون فرهنگي ؟؟؟ و ...

هر چه حضرت آقا فرياد زدند كه شبكه هاي بيگانه و ابر قدرتها دارند روي فرهنگ اين مردم و بويژه نسل جوان و نوجوان كار ميكنند تا آنها را از بدنه انقلاب جدا كنند گوشي بدهكار نبود و برخي از آقايان در مقابل طرح تئوري توطئه عليه نظام كه توسط برخي از دلسوزان نظام مطرح شد به آنان انگ زدند كه كدام توطئه ؟؟؟ اينها توهم است و...!!!!! ولي در حوادث 18 تا 23 تير سال 1378 مشخص شد كه واقعا تئوري براندازي نظام و پيش بيني دلسوزان نظام درست بوده واين آقايان بودند كه در خواب غفلت تشريف داشتند و يا به امور دنيوي خود مشغول و گوش شنوا براي رهنمودهاي رهبر آگاه و فرزانه و جانشين بر حق حضرت روح الله (ره) نداشتند و ثمره آن را هم ديدند و اگر نبود هوشياري امت حزب الله و فرماندهي هوشيارانه رهبر معظم انقلاب خدا ميدانست آن قضايا به كجا ختم مي شد ، اين هجمه به فرهنگ و دين مردم ادامه داشت و دارد و تا حصول نتيجه ادامه خواهد داشت اما ما چه كرده ايم براي مقابله ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آيا وظيفه اي داريم يا نه ؟ مسئولين فرهنگي اعم از ارشاد - صدا وسيما و ... با اين بودجه هاي نجومي براي اعتلاي فرهنگ اين مردم و مقابله با شبيخون فرهنگي چه كرده اند جز آنكه با ساخت سريالهاي هجو و وقت پر كن و ... و يا صدور مجوز براي ساخت فيلمهاي خلاف اخلاق و عشقي و ... اگر نگوئيم همسو با هجمه فعاليت كردند ، در نقطه مقابل هم نبودند ، اگر هم جايي ميخواستند كاري بكنند شروع به پيام مستقيم و پخش سخنراني و ... كرده اند كه هر كس الف و ب كار فرهنگي را بداند ميفهمد كه اين بدترين و بي اثرترين نوع فعاليت فرهنگي است .

اخيرا مقام عظماي ولايت در سخنراني ها و خطبه هاي نماز جمعه و ديدار با مسئولين صراحتا به جنگ نرم و براندازي عليه نظام اشاره ميكنند و به مسئولين و مردم هشدار ميدهند كه مراقب فعاليتهاي دشمن باشند .

آيا قرار است با اين هشدارها هم مانند ساير هشدارها برخورد شود ؟؟؟ يعني با چند ميز گرد و سخنراني و ... قضيه باصطلاح تبيين شود و در واقع توجيه شود ؟؟؟

نتايج بي دقتي هاي قبل خود را كه مي بينيم ، اقدام به كودتاي خزنده و سبز كه آخرين آنها بود هنوز در پيش چشمان ماست ، مگر قرار است ديگر چه اتفاقاتي رخ دهد كه ما بخود بيائيم .

ما از مسئولين ميخواهيم كه به خود بيايند و هشدارهاي رهبر فرزانه و حكيم انقلاب را آويزه گوش خود كنند و ياد بگيرند مطيع محض رهبر باشند ، در زماني كه حضرت آيت الله سيستاني (حفظه الله ) در نصيحت خود به نوه حضرت امام ميفرمايند مطيع رهبر باشيد ديگر چه عذري است براي سايرين ، مگر آنكه نصيحت ايشان را نيز به نوعي ديگر تفسير كنيم و ... ، امروز بر همه ما فرض است كه در راستاي مقابله با هجمه فرهنگي و جنگ نرم دشمن ايستادگي كنيم و با اطاعت از رهبري معظم انقلاب عرصه را بر دشمنان اين كشور تنگ كنيم كه اگر قصور كنيم فردا در پيشگاه شهداء و امام الشهداء حضرت روح الله پاسخي نخواهيم داشت .

مسئولين و دلسوزان انقلاب " بالاخره روزي همه ما در پسشگاه دادگاه عدل الهي خواهيم ايستاد و از ما خواهند پرسيد با نعمت رهبري كه به شما داديم چه كرديد ؟؟؟ ما رزمندگان كوچك ايشان اميدواريم با عمل به اوامر ايشان در آن روز شرمنده نباشيم . شما چطور ؟؟؟

آياشما هم به وظيفه خود عمل خواهيد كرد ، انشاالله كه عمل ميكنيد و گرنه در روز جزا و در پيشگاه عدل الهي بايد بيش از ما پاسخگو باشيد چرا كه لا يكلف الله نفسا الا وسعها .

خداوند همه مارا از شر شياطين حفظ نمايد . انشاالله

يا هادي اهدنا صراط المستقيم و خلصنا من هواء نفسنا

آرش کماندار

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم مهر 1388ساعت   توسط آرش   | 

امام خميني (ره): روز قدس روز احياء اسلام است

زماني كه حضرت روح الله در اوايل انقلاب با پيامي ساده مردم را به شركت در يك راهپيمايي بر عليه يك رژيم پليد دعوت كردند قطعا ترس دشمنان اسلام را ازاين راهپيمايي وحدت بخش در جهان اسلام مي دانستند و پيش بيني ميكردند .

حال چرا اين راهپيمايي بايد در ماه مبارك رمضان باشد و آنهم آخرين جمعه از اين ما ه شايد دلايلش هنوز مكتوم باشد اما چيزي كه بنظر حقير ميرسد اينكه اولا اين ماه در بين همه مسلمانان مشترك است و تقريبا جمعه آخر در همه كشورها يكي است " بگذريم كشورهايي مانند عربستان و ... بعضا سعي ميكنند با تغيير روز عيد و ساير ترفندها جمعه آخر را پس و پيش نمايند اما تا امروز بحمدالله اين ترفندها با تيز بيني حضرت امام (ره) و جانشين برحق ايشان مقام معظم رهبري بي اثر مانده است " و ثانيا رمضان ماه استجابت دعا و پاكي و خلوص است و شايد مرگ بر اسرائيل مسلمانان در اين ماه اثر بخش تر باشد والله اعلم .

اما آن چيزي كه مسلم است مهمترين هدف حضرت روح الله (ره) از اين اقدام متحد كردن همه ملتهاي و قوميتها در جهان برعليه ظلم و ظالم و شياطين كوچك و بزرگي بود كه مسلمانان و مظلومين را احاطه كرده اند و چه هدفي مقدس ترازاين كه مردم دنيا با چشمان باز دشمن خود ابشناسند و به مبارزه عليه او بپردازند حتي زباني .

حال با گذشت 30 سا ل از انقلاب شكوهمند اسلامي و انقلابي كه نشات گرفته از وحدت مردم و رهبري خالصانه و هوشمندانه آن عزيزسفر كرده بود و انقلابي كه در هيچ كجاي دنيا سابقه نداشت و قطعا نخواهد داشت عده اي سعي دارند از اين راهپيمايي عظيم و وحدت بخش جهان اسلام هم استفاده ابزاري كنند و با تبليغ رنگ خاص و ... به اين ثمره بزرگ انقلاب را نيز به نوعي خدشه وارد كنند يعني كاري كه دشمنان اين نظام در 30 سال نتوانستند انجام دهند آقايان مدعي اصلاحات كه خود را پيرو فرامين امام (ره) ميدانند قصد دارند انجام دهند .

با خبر شديم كه آقايان سبز جامه پيام دادند كه پيروانشان در روز قدس با جامه سبز و با ماسك در راهپيمايي حاضر شوند تا بدينوسيله اعتراض خود را به مسئولين نشان دهند اما بنظر ما اين عمل چيزي نيست جز كوبيدن بر طبل تفرقه در صفوف مردم و خدشه دراين راهپيمايي عظيم مردمي و جلب توجه دشمنان قسم خورده انقلاب و بخصوص رژيم فاسد و اشغالگر قدس است .

براستي براي اين اعمال آقايان غير از سعي در ايجاد تفرقه در بين مسلمانان و مردم شهيد داده و فهيم و عزيز ايران چه نام ديگري ميتوان پيدا كرد ؟؟؟

كساني كه داعيه دفاع از حقوق مردم و خط امام !!! را دارند با اين حركات سخيف فقط خود را سخيف تر و مزدورتر نشان مي دهند و مردم فهيم و دشمن شناس ما معني اين حركات را خوب مي داند پس نصيحت ما به بازي خوردگان اين آقايان اين است كه " مشاهده محاكمه فريب خوردگان و فريب دهندگان اين جريان در سيماي جمهوري اسلامي جاي هيچ شبهه اي باقي نگذاشته كه اين جريان هم از خارج خط ميگيرند و هم كمك مالي و درواقع مزدور بيگانه اند پس مراقب باشيد و حداقل كمي فكر كنيد كه بازيچه چه كساني شده ايد " اينان فقط تشنگان قدرتند و تنها چيزي كه براي آنان اهميت ندارد عزت و قدرت وصلابت مردم است پس مراقب باشيد تا دردام نيفتيد كه فردا پشيماني سودي ندارد .

سخني با دوستان و دلسوزان انقلاب :

دوستان براستي بسياري از اين فريب خوردگان از مردم كوچه و بازار هستند كه بدبختانه با سوابق برخي از آقايان يا لباس امثال شيخ اصلاحات فريب خورده اند . پس بايد با آنان تا جايي كه امكان دارد و از خط قرمز كه همانا مصالح نظام مقدس جمهوري اسلامي و رهبري معظم انقلاب عبور نكرده اند با نصيحت و مدارا برخورد كنيم ولي اگر كسي به خود اجازه بدهد از اين حريم عبور كند بايد بداند كه مدافعان انقلاب و پيروان رهبري به آنان حتي براي لحظه اي اجازه تعدي نمي دهند و با آنان همانند منافقين و عناصر گروهكهاي خود فروخته جبهه ملي و نهضت آزادي و ... برخورد خواهند نمود .

اما سخني با اين هموطنان فريب خورده :

شما هموطن ما - مسلمان - متدين و مذهبي هستيد و بسياري از شما با هدف حمايت از خط امام و انقلاب به اين صحنه آمديد " بدانيد و آگاه باشيد راهي كه انتخاب كرده ايد جز به سرسپردگي به شيطان بزرگ و استعمار پير ختم نمي شود پس اگر واقعا شما يك هموطن مسلمان يا حتي غير مسلمان ولي ايراني هستيد بدانيد كه ادامه اين حركات و بعضا آشوبها فقط آب به آسياب دشمن ريختن و تضعيف انقلاب است و مطمئن باشيد در صورت ادامه اين حركات فرزندان انقلاب و ياران رهبر با شما برخوردي را خواهند داشت كه شايسته آن هستيد و درراه دفاع از انقلاب و رهبري حتي لحظه اي درنگ نخواهند كرد و حاضر به همه گونه ايثار هستند چراكه اينان مردان و زنان ميدان نبردهاي سخت هستند و از اين گونه حركات كوته بينانه ترسي ندارند ولي هوشيارانه مراقب اعمل شما هستند .

رهبران اين افراد فريب خورده هم بايد بدانند تا دير نشده و وقت باقي است بايد به دامان انقلاب و ملت برگردند ولي اگر زماني برسد كه ملت تشخيص بدهد كه اينان ديگر هدايت نخواهند شد با آنان همانند بني صدر و منافقين به سختي برخورد خواهد نمود و آنان را به زباله دان تاریخ خواهند فرستاد.

و اما رهبرا :

اي دلسوخته اين انقلاب و اي بزرگ جانباز راه اسلام و اعتلاي انقلاب اسلامي

ما فرزندان و مريدان پير خمين و رهروان حضرتعالي تا پاي جان در دفاع از حق و حقيقت كه همانا راه ولايت است ايستاده ايم و براي لحظه اي دست از دامان شما و  كه همانا راه امام امت است بر نخواهيم داشت و در اين راه از همه چيز خود و حتي ازجان خود خواهيم گذشت و اعتقاد صريح داریم كه در اين راه جان دادن هم زيباست و نوشيدن شربت شهادت است كه بس گوارا است . پس ما را دعا كن كه در اين راه ثابت قدم بمانيم انشاالله .

پس مردم و صاحبان اصلي اين انقلاب و مملكت امام زمان (عج ) بيائيد با شركت وسيع در اين راهپيمايي عظيم توطئه تفرقه افكنان را بي اثر و خنثي كنيم و مشت محكمي بر دهان شياطين و دشمنان داخلي و خارجي نظام بكوبيم وبه آنان ثابت كنيم كه تاريخ ثابت كرده كه هر كس با هرلباس و عنواني بر طبل تفرقه اين ملت بكوبد نوكر اجنبي و اجنبي پرست است و ملت ما  اين نوكران را به زباله دان تاريخ خواهد انداخت چرا كه ملت ايران ثابت كرده كه ايرانيان چون كوه استوار و چون فولاد سختند و به هيچ بني بشري اجازه نمي دهند در صفوف آنان رخنه كرده و يا بر طبل تفرقه بكوبد .

پس مرگ بر آمريكا مرگ بر اسرائيل مرگ بر استعمار و مرگ بر نوكران اجنبي و اجنبي پرست با هر لباس و مسلك و عنوان .

آرش کماندار

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت   توسط آرش   | 

بسم ا... الرحمن الرحیم  


* آخرين رسوايي و سندسازي بعد از نامه‌نگاري

وقتی یک دیوانه سنگی در چاه بیاندازد 100 ادم عاقل به سختی می توانند آن سنگ را از چاه بدر آورند. قصه امروز این مردک دیوانه

دروغ گويي اصلاحات درباره ادعاي تجاوز به برخي بازداشت شدگان زندان كهريزك اكنون و با فرجام رسيدن بررسي‌هاي نهادهاي مسئول بدل به دردسري جدي براي امثال مهدي كروبي شده است.
چند هفته قبل مهدي كروبي با نگارش نامه‌اي به هاشمي رفسنجاني- كه بسياري از ناظران عقيده دارند سناريويي توافق شده بوده- و انتشار علني آن، ادعا كرد درون زندان به برخي از بازداشت شدگان تجاوز شده و آنها در مراجعه به وي خواستار رسيدگي به وضعيت خود شده‌اند، كروبي پس از نگارش آن نامه نيز چندين بار ادعا كرد اسناد مهمي در اختيار دارد كه آنها را در اختيار قوه قضائيه قرار خواهد داد. برخلاف انتظار كروبي و موسوي كه تصور مي‌كردند نظام از ترس رسوايي علاقه‌اي به بررسي اين موضوع نشان نخواهد داد، قوه قضائيه و خصوصاً شخص آيت الله آملي لاريجاني پيگير موضوع شدند و با تشكيل كميته اي ويژه از كروبي خواستند مستندات خود را به آنها ارائه نمايد. كروبي با حضور در يكي از جلسات اين كميته به اصطلاح اسناد مربوط به 3 نفر از قربانيان را كه در واقع چيزي جز اسامي آنها و تكرار ادعاهايشان روي چند سي دي نبود ارائه داد. بررسي درباره آنچه كروبي به اين كميته داده بود همين چند روز قبل پايان يافت و نتيجه آن كه احتمالاً به زودي به طور رسمي به اطلاع مردم ايران خواهد رسيد چيزي جز رسوايي براي دروغگويان نيست.

برخي اطلاعات دريافتي كيهان نشان دهنده آن است بررسي ها نشان مي‌دهد كه يكي از زنان مورد ادعاي كروبي سابقه 6 بار فرار از خانه، 4 بار دستگيري توسط نيروي انتظامي و يك بار محكوميت در دادگاه به ازدواج اجباري دارد! اين زن، همان فردي است كه كروبي در نامه ديروز خود به آيت الله لاريجاني مي پذيرد كه اسناد وي درباره او «نقص» داشته و سپس تلويحاً ادعاي خود درباره او را پس مي گيرد. كروبي، البته در نامه خنده دار خود، اشاره اي به اين موضوع نمي كند كه اگر از كامل بودن تحقيقات خود درباره افراد مورد ادعا مطمئن نبوده، چگونه به خود جرأت داده نظام جمهوري اسلامي را آنطور بي شرمانه متهم كند و دشمنان نظام را كه البته خود اكنون با آنها فاصله اي ندارد، خوشحال و شادمان نمايد؟ علاوه بر اين كروبي اشاره اي به اين موضوع نكرده كه اكنون تكليف منابع موثق او كه ادعا مي‌كرد اين اطلاعات را در اختيار وي گذاشته‌اند چه مي‌شود و مهم تراز اين از كجا معلوم بقيه ادعاهاي او سرنوشتي مشابه پيدا نكند؟! اتفاقاً بررسي هاي انجام شده نشان مي‌دهد يكي ديگر از شاهدان كروبي هم وضع و حالي مشابه دارد. كروبي در اظهارات خود خطاب به كميته پي گيري قوه قضائيه از مردي نام برده بود كه در زندان مورد تعرض قرار گرفته اما پس از مراجعه به وي؛ توسط مقام هاي قضايي و امنيتي تهديد و نهايتاً مفقود شده است. پيگيري‌هاي مقام مسئول نشان مي‌دهد اين فرد كه كروبي بسياري از دروغ گويي‌هاي خود را به اظهارات وي مستند كرده بود به سفارت ايتاليا پناهنده شده بود و اكنون از آنجا سردرآورده است! نكته جالب تر از همه اين است كه بر مبناي اطلاعات موجود، كروبي در مقابل كميته ويژه قوه قضائيه به صراحت اعتراف كرده همين شواهد بي محتوا و دروغين را هم پس از نگارش نامه به هاشمي جفت وجور كرده و هنگامي كه آن نامه را مي‌نوشته در واقع هيچ سندي در دست نداشته است. شايد به همين دليل است كه او در نامه آخر خود از آيت الله لاريجاني مي‌خواهد مطالبه سند از او را متوقف كند!

به نقل از خبرگزاری فارس

------------------------------------------------

براستی این شیخ اصلاحات !!! اگر شیخ اصلاحات نبود از چه واژه هایی برای ملوث نمودن ارکان نظام استفاده میکرد !!!

کسی که ادعا دارد حبس کشیده است و از یاران امام راحل است !! ثمره این یاری و انقلا ب را به چه قیمتی چوب حراج زده و به چه ثمنی می فروشد ؟؟؟؟

براستی کسی که به این راحتی با حیثیت یک نظام که بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) حفظ آن را حتی از نماز هم واجب تر می دانستند بازی میکند و براحتی جمهوری اسلامی را سیبل رادیوها و تلویزیونهای بیگانه و بیگانه پرست میکند فراموش کرده چند سال قبل در زندانهای بنیاد شهید به دستور وی خانواده معزز شهدا را به دلایل واهی مورد ضرب و شتم و حبس قرار میدادند و زمانی که از ایشان سئوال میشود که این زندانها با کدام مجوز فعالیت مینموده و ... فقط مغلطه میکند و ....

براستی این اقا که با دلایل واهی امروز ادعاهایی را مطرح میکند و فکر میکند با یک عذر خواهی میتواند اب از جوی رفته را به جوی برگرداند فردای قیامت در مقابل خون هزاران شهید و فداکاری جانبازان و ایثارگران در پیشگاه خداوند متعال پاسخی خواهد داشت .

به زعم ما این حرکات و سکنات و اعلام نظرها و ... چیزی نیست جز دست و پا زدن در گرداب ضلالت و گمراهی و نتیجه ان غرق شدن در ورطه نیستی است .

امیدواریم روزی دادگاه عدل الهی در جمهوری اسلامی  و در پیشگاه این امت شهید داده و زجر کشیده تشکیل بشود و از این اقایان سئوال شود براستی شما داعیه دفاع از چه کسانی را دارید ؟؟؟

آیا خانواده شهدا و مردم شهید داده محترمند و قابل دفاع و یا ؟؟؟

براستی یک انسان زمانی که خدا رافراموش میکند چه دهشتناک می شود و بدتر از گرگ میتواند همنوعان خود را بدرد .

به امید آنکه روزی این مدعیان دروغین اصلاحات و در واقع قدرت طلبان به سزای اعمال خود برسند .

انشاالله

آرش  ۲۱/۶/۱۳۸۸ 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت   توسط آرش   |