تبليغاتX
منم آرش کماندار ، مردی از نسل عشق

منم آرش کماندار ، مردی از نسل عشق

در حفاظت از انقلابی که ثمره مبارزات انقلابیون پاک نهاد ایرانیست در طول تاریخ خونبار شیعه

به نام خدا

با سلام

ان تنصروالله ينصركم و يثبت اقدامكم

او فرزند بر حق خمينيست

            این روزها لبنان و فلسطین شاهد حماسه ای بزرگ از مقاومت و رزمندگی در مقابل جنایتکارترین و کثیفترین رژیم جهان معاصر می باشد حزب الله لبنان روح غیرت و مردانگی امروز کشورهای عربیست آنها غول پوشالی صهیونیستها را در هم شکستند آنها غرور صهیونیستها را در فاضلابها رها کردند صهیونیستهایی که آروزی سرزمین نیل تا فرات را در سر می پروراندند به یکباره متوجه شدند در سرزمینی که چون دژی مستحکم بنا شده و از انواع سلاحها برای محافظتش استفاده می شود و دارای زرادخانه های اتمی می باشد نیز در امان نیستند امروز خانه های مردم لبنان بر سرشان ویران میشود امروز فرزندان حزب الله لبنانی در خون خویش می غلتند اما حزب الله لبنان مظهر حماسه ای بزرگ در تاریخ جهان شد موشکهای حزب الله لبنان و مقاومت دلیرانه رزمندگان حزب الله کثیفترین رژیم جهان را خوار و ذلیل کرده است امروز آرزوی هر نیروی انقلابی و مسلمان در جهان این است که همدوش حزب الله لبنان بر علیه صهیونیستهاي كثيف بجنگد امریکا و انگلیس این دو رژیم جنایتکار که در پرونده کشورشان هزاران جنایت ثبت شده با ناجوانمردی و بی حیایی تمام از رژیم صهیونیستی دفاع می کنند دلیل حمایت آنها نیز این است که می دانند با نابودی این رژیم نامشروع دستهای کثیف اینها از ذخایر خاورمیانه قطع خواهد شد رژیم نامشروع و جنایتکار صهیونیستی چون غده ای سرطانی در منطقه نقش ژاندارم امریکا و انگلیس را بازی می کند آری نفرت ما از رژیمهای جنایتکاری چون امریکا و انگلیس ابدیست آنها به همه ملتها خیانت کردند آنها برای هیچ کشوری و برای هیچ مردمی ارزش قائل نیستند آنها به همه دنیا به چشم بردگان زرخریدشان نگاه می کنند آنها فرزندان و حتی خود شیطان هستند روزی خواهد رسید که مبارزه انقلابیون مسلمان در سرزمینهای خودشان پایه های حکومت جبارانه و فاسدشان را در هم بریزد حزب الله لبنان تنها گروهی اندک از همه انقلابیون مسلمان هستند امروز این گروه اندک توانسته در مقابل کثیفت ترین رژیم جهان با قدرت استقامت کند و به آنها در خاک خودشان ضربات سنگینی بزند در سایتهای خبری خواندم بعضی از رژیمهای فاسد عربی که حکومتهایشان مفتخر به نوکری امریکا هستند از نبرد جانانه حزب الله لبنان به یک ماجراجویی یاد کرده اند تف بر غیرت اینها که مظهر بی غیرتی هستند.  سران فاسد عرب که تمام زندگیشان یا در کاباره ها می گذره یا در حرمسراهایی که از انواع زنان با ملیتهای مختلف تشکیل شده  خوب معلوم است اینها باید مثل سگ از درون حرمسراهایشان زوزه بکشند و با بی غیرتی تمام رزمندگی و غیرت حزب الله لبنان را  به ماجراجویی تعبیر کنند . به هر صورت این حکومتها هم بنابر وعده الهی از بین خواهند رفت و انشاالله این روز به همت مردم خودشان دور نخواهد بود .

آينده از آن حزب الله

دوستان عزیز کاش می شد به نحوی به جبهه جنگ در لبنان رفت و همدوش رزمندگان حزب الله لبنان جنگید  .

برای پیروزی رزمندگان حزب الله لبنان و مردم قهرمان فلسطین بر علیه کثیفترین و جنایتکارترین رژیم نامشروع جهان  دعا کنید.

غيرتمند ترين مردان سرزيمنهاي عرب

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم تیر 1385ساعت   توسط آرش   | 

اللهم صل علي فاطمه و ابيها و بعلها و بنيها

میلاد باسعادت و پرخیر و برکت

كـوثـر نبـوت ، ياس حيـدر، بـانـوی مهـر

اسوه عفـاف و نجـابت ، سيدة نساء العالمين

حضرت فاطمه زهرا(س)

و روز زن بر تمامی مادران ، همسران ، بانوان محترمه

و شما دوستان  عزیز تبریک و تهنیت باد .

السلام عليك يا فاطمه الزهرا (س)

السلام عليك يا روح الله الموسوی الخمينی (ره)

ميلاد حضرت زهرا س مبارك باد 

 ايــزد به نــام زهــرا، گويد روايت عشق        ميــلاد نــور زهــرا، يعنی ولادت عشق

تفسير كوثر حق، خير النساءست زهرا          معشوق، رهنما شد با نور آيت عشق

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت   توسط آرش   | 

به نام اویی که ناظر بر همه اعمال ماست

بدون کم و کاست بقول حاج رضا از مسلمانی ما بدور است در مقابل این ظلم فریاد بر نکشیم

مجرم كيست؟ اين احكام از كجا صادر شده است؟  فاطمه رجبي

رديف متهمان نام و نام خانوادگي اتهام حكم
متهم رديف اول علي ابوترابي  اخلال در نظم عمومي و هتك حرمت روحانيت

يك سال حبس قطعي، 50 ضربه شلاق تعليقي، دو سال اخراج از قم به همراه ممنوعيت تردد به ان شهر مگر با جواز، دو سال محروميت از تصدي مشاقل ارگانها و موسسات دولتي، مراكز علمي، مراكز علمي و آموزشي حوزهْ علميه و مراكز وابسته به آن 

متهم رديف دوم مسعود شفيعي كيا اخلال در نظم عمومي و هتك حرمت روحانيت

يك سال حبس قطعي، 50 ضربه شلاق تعليقي، دو سال اخراج از قم به همراه ممنوعيت تردد به ان شهر مگر با جواز، دو سال محروميت از تصدي مشاقل ارگانها و موسسات دولتي، مراكز علمي، مراكز علمي و آموزشي حوزهْ علميه و مراكز وابسته به آن 

متهم رديف سوم صادق ابوترابي اخلال در نظم عمومي 8 ماه حبس قطعي و 40 ضربه شلاق تعليقي
متهم رديف چهارم ميثم صدري اخلال در نظم عمومي در مورد حكم متهم رديف چهارم اطلاعي در دست نيست
متهم رديف پنجم ابولفضل قاسم شريفي نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي 4 ماه حبس قطعي و 40 ضربه شلاق تعليقي
متهم رديف ششم محمد باقر محمدزاده اخلال در نظم عمومي 5 ماه حبس قطعي و 40 ضربه شلاق قطعي

 

احکام فوق مجازات چند محکوم است و از سوی دادگاهی در قم صادر شده است.

اشتباه نشود! این مجازات برای عناصری چون "آقاجری" نیست که عصمت معصوم (ع) و ملکوتی بودن وجود او و عالم به غیب بودن او را به سخره گرفت و تقلید را حرکت میمون وار شیعه اعلان کرد. این احکام شدید در مورد مفلوک هایی چون "اکبر گنجی" هم نیست که اسلام ستیزی کرده و با زشت ترین کلام به حضرت امام خمینی (ره) اهانت نمود و انقلاب و دستاوردهای ارزنده اش را به تهاجم گرفت و به پاس این خدمات از "صهیونیستهای" آلمان قلم طلایی دریافت کرد. این تنبیه های رعب آور دربارۀ "محمد رضاخاتمی" برادری که رانت "محمد خاتمی" را بهره مند شد و پس از بهره مندی از منابع سیاسی و اقتصادی ملت، تشکیل حزب داد و کرد آنچه کرد، و در پایان دوره ریاست پر افتخار برادرش -نعوذ بالله- استیضاح امام عصر (عج) را هم ضروری دانست و آن را آشکارا بیان داشت!


احکام مورد بحث پیرامون "عدم مشروعیت" سازمان مجاهدین انقلاب هم نیست که توسط جامعه مدرسین حوزه علمیه قم "نا مشروع بودن" آن به لحاظ  "مبانی فکری" صادر شد! و نیز "سروش" و همپالکی هایش را هم که اصول و مقدسات دین و مذهب را تخطئه کردند، خاتمیت  پیامبراکرم(ص) ، و امامت و عصمت و.... را با جسارت و گستاخی به مصاف گرفتند، شامل نمی شود. همچنین دریوزگانی چون "سعید حجاریان" که "عاشورای سال 61 هجری " را انتقام کشی به حق مشرکین اموی علیه "بدر "خواندند، هم شامل این حکم نیستند.

سخن كوتاه! احكام مذكور را دادگاه ويژه روحانيت صادر كرده است. از اين روي قطعاً محكومان در كسوت روحانيت مي‌باشند!؟ بنابراين شايد بتوان تصور كرد اين احكام، مجازات آن دارندگان لباس روحاني است كه در پرتو توسعه اقتصادي و توسعه سياسي 16 سال تمام تئوري پردازان دين‌سوزي و فرهنگ‌ستيزي بودند يا كساني از اين افراد كه با داشتن مسئوليت قوه مجريه، كودتاي خزنده‌اي عليه دين، شريعت و روحانيت و مرجعيت را بي‌باك و صريح و شفاف سردمداري كردند! شايد حكم مجازات آن دارنده لباس روحاني است كه رياست جمهوري خود را آغاز عصر خردگرايي اعلان داشت، و دوران طلايي حضرت امام(ره) را دوران حاكميت احساس و عاطفه ناميد و دين و ارزش‌ها را بنابر سليقه و خواست خود و عشيره‌اش تفسير كرد و حاكميت داد. او كه آقازاده‌ها، برادران و برادرزادگان و مديرانش مافياي قدرت و ثروت تشكيل دادند و سرنوشت ملت و منافع ملي را در دستان خود گرفتند، و دخترش، جنگ با شريعت را پيشگام شد و هم‌اكنون در انگليس با نويسندگان دوران پهلوي به كار علمي-فرهنگي مشغول است و اين مصائب به انجام نرسيد، مگر با پشتوانه سياسي پدر، و رئيس قبيله.


ملت حق دارد تصور نمايد اين احكام مربوط به كسي است كه با داشتن لباس و نام روحاني، دستور بانك جهاني و صندوق بين‌المللي را در تعديل حجاب در منبر نماز جمعه تئوريزه نمود، و آنچه از فساد و بي‌حجابي و نابساماني فرهنگي در امروز رواج دارد، آغازگرش هم اوست كه بنام تفسير قرآن و تبيين احكام با اجراي دخترش به جامعه ارزاني كرده! كسي كه امروز تعرض به ولايت فقيه را آشكارا بيان مي‌دارد و تحمل به هدم آن را در خبرگان آتي، مورد توجه قرار داده است و فرزندش در انتخابات نهم، اين وعده را صريحاً بيان داشت و خود به عنوان يك دستورالعمل در حال پي‌گيري آن است!؟


شايد ملت مي‌پندارد، احكام مربوط به اين دارندگان لباس روحاني است كه:
 1- در مقام رياست مجلس تنها يك قلم300 ميليوني دريافتي او از شهرام جزايري افشا شده و وي گرفتن اين مبلغ را ناچيز‌ شمرد و از هر محكم و پاسخگويي قلدرانه سر باز زد! و ملاقات با سناتورهاي آمريكايي را در يك موزه ترتيب داد و در انتخابات نهم به لحاظ حقوقي و سياسي و اقتصادي با وعده 50 هزار توماني، به خريد رأي و فريب افكار عمومي پرداخت و چون مورد قبول ملت واقع نشد، كيان اسلام و نظام و رهبري و مشروعيت جمهوري اسلامي را مورد تهاجم قرار داد و امروز با منابع نامعلوم مالي حزبي ضد اعتماد ملي ايجاد كرده و روزنامه‌اش بستر طرح و تبليغ پليدترين زنان و مردان دربار پهلوي است و….


 2- در جايگاه رياست جمهوري مهد تشيع فرياد برآورد: اگر دين در برابر آزادي بايستد درهم خواهد شكست و سند اين جنگ و شكست را مشروطه پليد انگليسي دانست و در 8 سال حاكميت خود، فرهنگ‌سوزي را نهادينه كرد و امروز با فريبكاري نگران دين است و از خرافه‌گرايي مي‌نالد!
 هم او كه طلايه‌دار آمريكاپرستي شد و آغاز به كارش را با شهيد خواندن آبراهام لينكلين مزين ساخته و نفرت از مرگ بر آمريكا را افتخار خود خواند، در عين آنكه لشگر اراذل اصلاح‌طلب، بارها در اوباش‌گري‌هاي خياباني شعارهاي ضد اسلامي سردادند و او با تحمل و مدارا به تحسين‌شان پرداخت. وي كه ماجراي 18 تيرماه سال 1378 را به عنوان يكي از پروژه‌هاي بحران‌سازي عليه نظام اسلامي در پرونده خود دارد و شعار “آزادي انديشه- با ريش و پشم نمي‌شه” از دستاوردهاي بزرگ او براي تخريب اسلام و روحانيت و ارزش‌هاي الهي مردم مسلمان مي‌باشد و هرآنچه گسترش بدحجابي فساد و فحشاء فكري، سياسي و اخلاقي است با نام او و رياست جمهوري او عجين است تا جايي كه يك زن كارگردان فمينيست‌هاي دو آتشه با سابقه و لاحقه فكري، سياسي و علمي مغاير با اسلام، نهايت علاقه خود را به او و گفتگوي تمدنهايش اعلان مي‌دارد! همان‌ گفتگويي كه نخستين استقبال كننده آن آمريكاي جنايتكار بود و امروز، اين به اصطلاح روحاني با داشتن منبع مالي؟! دور دنيا مي‌چرخد و اسلام را با تفسير پروتستاني و غرب‌پسند تبليغ مي كند و…


- در جايگاه نخستين رئيس جمهور دهه دوم، توسعه را حاكميت داد و خود مسئول و مجري اهداف ويرانگر فرهنگي، سياسي و اقتصادي آن شد و علاوه بر 8 سال دوره خويش، ‌8 سال اصلاح‌طلبي را هم معماري كرد و مافياي قدرت و ثروت را فربه‌تر نمود، و بيت‌المال را ارث پدري خواندگان آن نمود، و افكار امام(ره) و انديشه بسيج را در خطبه‌ها به چالش گرفت و يا با مسخرگي به آن پرداخت و در انتخابات نهم، با فيلمي موهن به ساحت پاك روحانيت خدشه فراوان وارد ساخت و با خرج ده‌ها ميليارد تومان ملت به ستوه آمده را به صف واحد عليه سياسي‌كاري و سرمايه‌خواري و… تبديل نمود، و آنگاه كه با قهر ملي، مجبور به ترك صحنه شد، در مقام يك اصلاح‌طلب تمام عيار، براندازي آراء و خواست قاطع ملت را دنبال كرده، و با ترفندهاي پي در پي به انتقام‌گيري از اسلام‌خواهي يكپارچه مردم و عدالت محوري رئيس جمهور منتخب آنها مي‌پردازد. و بالأخره ملت گمان دارد احكام شديد و غليظ درباره اعمال كساني است كه در طول 16 سال چه قراردادها كه نبستند و چه مافيايي كه از قدرت و ثروت تشكيل ندادند، و چه بيت‌المال را ارث پدري محسوب نكردند، و خويشان و وابستگان و مديران و همفكران خود را از بذل و بخشش آن بي نصيب نگذاردند!


شايد حدس ملت آن باشد كه حكم‌ها مربوط به همين افراد است كه در عين گرفتن جايگاه‌هاي بالاي نظام اسلامي، به لحاظ فكري، سياسي، اقتصادي، تلاش وافر در گسست نسل‌ها از اسلام و تشيع و مرجعيت و روحانيت، امام(س) و رهبري و قانون اساسي و… نمودند و با زور و قلدري و قيم مآبي، اين تهاجم را خواست ملت خواندند، و امروز كه آگاهي دينمدارانه ملت آنان را طرد كرده است در مجمع تشخيص مصلحت نظام، محفل تشكيل داده‌اند، قوچاني و سعيد حجاريان را براي تشخيص و تدوين استراتژي مصلحت نظام اسلامي در سراي امام عصر(عج) بكار مي‌گيرند، و پي در پي نسبت به دين و اقتصاد و سياست خارجي دل نگراني بروز مي‌دهند! يعني اينكه ما به هيچ روي “خواست ملت را در كنار زدن عوامل و اسباب ذلت و تسلي و سازش 16 سال گذشته در قوه مجريه، تمكين نمي‌كنيم، و دولت نهم را كه بر آمده از نگرش رنسانس ملت در احياء گفتمان اسلام ناب محمدي(ص) است و اوج هويت‌يابي و عزت‌مندي است و حركت شتابنده در مسير پرافتخار حضرت امام خميني (س) و مقام معظم رهبري است با تمام توان در محاصره قرار داده، با رگبار گلوله‌هاي زبان و قلم و طرح و دسيسه قدرت و ثروت و تعهدات گذشته خود را حفظ خواهيم كرد.

 
در نهايت ممكن است ملت بپندارد كه دادگاه قم اين احكام را براي آن در بردارنده لباس روحاني صادر كرده است كه در مقام دبيري شوراي امنيت ملي در دولت گذشته تعليق 2 سال و اندي تمام مراكز تحقيقات انرژي هسته‌اي را موجب شد و بالا بردن دستها را در برابر چپاولگران و سلطه‌جويان آمريكايي و اروپايي اعلان نمود، و اين شاهكار بي‌سابقه را در راستاي اغراض دشمنان اسلام، نقطه درخشان فعاليت ديپلماتيك خود و دولت سابق خواند، و امروز در برابر افتخارآفريني احمدي نژاد براي تشيع و اسلام و ايران، شعار قاجاري سر مي‌دهد كه تازه به دوران رسيده‌ها توان كار ندارند. و اين يعني بايد ما متعهدان در برابر غرب در مصدر قدرت و ثروت مادام‌العمر بمانيم. يا اينكه بي‌پروا اظهار مي‌كند: اگر دولت مورد قبول اروپايي‌ها در انتخابات نهم روي كار آمده بود، امروز وضع پرونده هسته‌اي ما چنين و چنان بود!!؟


اگر حدس، گمان و تصور ملت درست مي‌بود، براي قضات آن دادگاه هم افتخار بود و هم اداي دِين به اسلام و روحانيت و تشيع و نظام اسلامي. چراكه چنين راهكاري در راه انجام وظيفه الهي نسبت به حفظ حريم طهارت و قدسيت روحانيت و حوزه‌هاي علميه از شائبه‌هاي سياسي‌كاري، دنياپرستي و قدرتمداري با اجراي معدودي دست‌اندركاران قدرت، گامي برداشته بودند.

 
اما نه! مجازات وحشت‌زاي مذكور در باره چند طلبه حوزه جعفري(ع) است كه جرم مخوف آنان تنها درخواست سؤال از هاشمي رفسنجاني است.

آري! اين احكام كه هم حبس است، حبس قطعي و هم شلاق، هم اخراج از قم است و هم ممنوعيت ورود به شهر كريمه اهل بيت(ع) به مدت 2 سال، و هم محروميت 2 ساله از هرگونه فعاليت علمي و عملي با حوزه است و… براي طلابي صادر شده كه به جرم درخواست سؤال از هاشمي رفسنجاني ابتدا مورد ضرب و شتم چماقداران حامي او قرار گرفتند و سپس به مدت 10 روز زندان بدون ملاقات را متحمل شدند، و اينك نيز به اشد چنين مجازاتي تنبيه مي‌شوند! ملت مي‌پرسد اين روند، چه استمراري را ترسيم مي‌كند؟ اگر قرار است پس از 16 سال حاكميت ويرانگر توسعه كه شيرازه اقتصاد در كشور از هم گسيخت، خويشاوند سالاري بيداد نمود، فساد اخلاقي در جامعه نهادينه شد. بيگانگان با خيال راحت چشم طمع به استقلال، اقتصاد دين و آئين ملت دوختند، طلاب حوزه علميه قم به جرم درخواست سؤال اينگونه بايد قلع و قمع شوند، وضع منتظران پرسشگران و دردمندان از ديگر قشرهاي ملت چگونه خواهد بود؟


ملت مي‌انديشد اين احكام بيانگر آن است كه امروز هاشمي رفسنجاني و فردا، خاتمي، روحاني و كروبي و… بالاتر از روحانيت، فراتر از مرجعيت و ماورائي‌تر از معصوم(ع) گرديده و خواهند گرديد. آنها تافتگان جدا بافته‌اي هستند كه حق دارند، بر ولايت فقيه يادگار عزيز حضرت امام (ره) و بنيان مشروعيت نظام اسلامي، بتازند، قانون اساسي را به تهاجم بگيرند، آراء مشروع و قاطع ملت را به مقابله بكشند و… و در اين ميان حتي درخواست سؤال از آنان عقوبتي فوق تصور خواهد داشت.

 
سخن پاياني آنكه صادركنندگان حكم، اگر وصيت حضرت خميني(ره) را نسبت به جايگاه خطير قضاوت و تساوي عموم در مقابل قانون فراموش كرده‌اند و اگر فرموده و عمل امير عدل”، مولاي متقيان(ع) را در اين باره به طاق نسيان برده‌اند، صفحات تاريخ آميز را از هم‌اكنون اجرا كنندگان اين احكام را با منشأ و هدف آن به تحليل خواهد نشست!؟

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم تیر 1385ساعت   توسط آرش   | 

به نام خدا

با سلام

          آقای رئیس جمهور محبوب امروز می خواهم کمی با شما درد دل کنم و توی این درد و دلهای خودمونی خودم با شما کمی به شما اعتراض کنم می دونید چرا من و امثال من به شما رای دادیم می دانم که می دانید اما بازهم برایتان می نویسم بگذارید خودمونی دکتر صدایتان کنم ، دکتر عزیز من و امثال بنده از دولتهای گذشته خویش ناراحت بودیم از سیاستهایشان بدمان می آمد ما از مسئولینی که فراموش کرده بودند مدیر حکومت انقلابی ایران هستند عصبانی بودیم ما از تبعیض طبقاتی شدید از مدیرانی که غرق در رفاه بودند و از بودجه بیت المال مسلمین حقوقهای میلیونی می گرفتند از مدیرانی که چند جا مسئولیت داشتند اما هیچ فایده ای برای نظام نداشتند از مدیرانی که به نام انقلابی آب به آسیاب دشمنان انقلاب می ریختند از مدیرانی که همپیاله دشمنان انقلاب بودند ناراحت بودیم دکتر عزیر سالها بود اعمال این مسئولین چون خوره وجود ما را می خورد سیستم آموزش و پرورش پولی غیرانتفاعی هزارران جوان مستعد اما فقیر این مملکت را از درس خواندن محروم کرده بود هزاران معلم انقلابی و متدین بخاطر فقر مالی دو سه جا کار می کردند تا زندگی ساده شان بگذرد و آموزش و پرورش ما بدنبال چیزی دیگر بود تنها چیزی که در فکر مدیران ما نبود خدمت به محرومین جامعه بود سیاست آموزش و پرورش ما ، ما را به فضای دوران ستمشاهی هخامنشیان نزدیک می کرد مدیران ما بنده و عبید سرمایه داران بودند سیستم بانکی ما آلوده به ربا و فساد بود هرکی پولش بیشتر هرکس رابطه اش قوی تر هر کس نامردتر و کثیفتر از وامهای بهتری استفاده می کرد و ما از همه اینها بیزار بودیم متاسفانه عده ای مدیر احمق که ادعای تخصص داشتند بر مردم ما به نام مدیران متخصص حاکم شده بودند ۱۶ سال زجر کشیدیم هر چه داد می زدیم به جایی نمی رسید رهبرمان فریاد می زد ریشه مفسدین اقتصادی را بخشکانید کسی گوشش بدهکار نبود در این میان اگر مدیری انقلابی و متدین پیدا می شد آنقدر در سیستم فاسد پیچیده می شد که یا دق می کرد یا فرار می کرد و یا خاموش می شد شرکتهای دولتی دولتهای گذشته محلی برای سرکیسه کردن مردم شده بود حاکمیت پول و سرمایه و سود بیشتر بر فکر مدیران شرکتهای دولتی حاکم بود روزی نبود که در بهترین نقاط شهر تهران از پول گرانفروشیهای شرکتهای دولتی ساختمانهای شیک خریداری نشود مبلمانهای فوق العاده گرانقیمت چیزی عادی در دفاتر مدیران ما شده بود شهرداران سابق و وزیر راه سابق (خرم) نمونه کوچکی بود و ما از همه آنها بیزار بودیم مردم می دیدند غصه می خوردند اما کاری نمی توانستند بکنند وزیران فاسدی چون مهاجرانی میلیاردها تومان پول حجاج را در بانکها بلوکه کرده بود و از سود آنها استفاده می کردند اما هیچ کس او را به پای میز محاکمه نکشاند وزارت اطلاعاتی که باید تمام توانش برای حفظ امنیت کشور باشد و باید چون دوربینی همیشه روشن اعمال و رفتار همه ضدانقلابیون چه اقتصادی چه سیاسی را رصد کند به یک بنگاه اقتصادی به لطف دولت هاشمی تبدیل شده بود و ما از این وضعیت نگران و ناراحت بودیم از همه بیشتر فقر و فاصله طبقاتی مردم را زجر می داد تکبر آقا زاده های بعضی از آقایان مسئول روح مردم ما را آزار می داد می دیدیم چگونه فقر فروشی می کنند می شنیدیم در کشورهای اروپایی چه جولانی می دهند اما چکار می توانستیم بکنیم بعضی از آقایان که هاله ای از قداست بدور خود کشیده بودند زندگی اشرافیشان ویلاها و .... مردم را از آنها دور کرده بود خود را وارث و صاحب انقلاب می دانستند ، وزرات نفت ما جولانگاه مافیا شده بود هر کجا پول بود چند آقازاده وجود داشتند بعضی از آقایان بقدری به مردم تکبر می کردند که وقتی از فساد فرزندانشان از آنها سوال می شد سریعا با تکبر می گفتند به کسی ربطی ندارد راجب آقا زاده من سوال کند ای وای رئیس جمهور عزیز داشتیم در این فضای شیمیایی شده خفه می شدیم هنوز ۲۷ سال از انقلابمان نگذشته انقلابیون واقعی خانه نشین می شدند و چابلوسان بر مسند قدرت به حیف و میل بیت المال مشغول بودند رئیس جمهور نمی خواهم سیاه نمایی کنم اما سیاه بود اگر وجود پر برکت رهبر عزیزمان نبود اگر امید به خدا نبود باید از غصه دق می کردیم به مدد سیاست آقای هاشمی دانشگاههای ما از روح سیاست خالی شده بود و دانشجویان هر کاری می کردند جز سیاسی بودن در مسیر خدمت به مردم در دوران خاتمی دانشجویان گریزان از سیاست به مدد سیاست جدید دولت رو به سیاست آوردند اما دیگر روح انقلابی گری در وجود تشکلهای دانشجویی نبود و نتیجه آن لکه ننگ جنبش دانشجویی یعنی ۱۸ تیر بدست دفترتحکیم وحدت و گروههای ملی مذهبی و ضدانقلاب شکل گرفت و همه اینها باعث شد هنگامیکه شما آمدید به قد و قواره شما نگاه نکردیم به چهره شما توجهی نکردیم شما را باهمه حرفها و شعارهایتان و عده هایی که دادید باور کردیم و با همه وجودمان تلاش کردیم شما انتخاب شوید

ادامه دارد

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت   توسط آرش   |