تبليغاتX
منم آرش کماندار ، مردی از نسل عشق

منم آرش کماندار ، مردی از نسل عشق

در حفاظت از انقلابی که ثمره مبارزات انقلابیون پاک نهاد ایرانیست در طول تاریخ خونبار شیعه

به نام خدا
با سلام
دکتر عباسی تنها فریادگر حقایقیست که در وجود انقلابیون ایران وجود دارد انقلابیونی که خود را از باندهای زر زور و تزویر جدا می دانند انقلابیونی که با همه وجود برای بر پایی قسط و عدالت در ایران تلاش می کنند نه کاخ نشین هستند و نه آنچنان دگم که خود را در هاله ای از ریاضت محصور کنند  انقلابیونی که فریاد می زنند اینجا ایران است سرزمین اهل بیت (ع) سرزمین مردان بی ادعا سرزمین حاج احمدها سرزمین خزازیها سرزمین همتها سرزمین رزمندگان شجاع ایران.
 
 
جبهه مقاومت جهاني را بايد تشكيل دهيم

  

 

حسن عباسي تحليلگر مسائل استراتژيك عصر امروز در همايش جبهه مقاومت بين‌المللي كه در دانشگاه تهران توسط جنبش و بسيج دانشجويي دانشگاه تهران برگزار شد، با تقدير از مقاومت ملت كوبا در مقابل جبهه استكبار اظهار داشت: امروز ملتهايي كه مي‌توانند در كنار هم براي مقاومت قرار بگيرند، متاسفانه پراكنده هستند.
وي با بيان اين كه امنيت بعضي از محيط‌ها را بايد در بيرون جستجو كنيم، افزود: عدالت در درون مرزها محقق نمي‌شود؛ مگر اين كه عدالت جهاني محقق گردد.
عباسي با بيان اين كه آمريكا هر سال كشورهايي از دنيا را تحريم مي‌كند و اين تحريم‌ها به امضاي رئيس جمهورشان نيز مي‌رسد، گفت: آمريكايي‌ها به خود اجازه مي‌دهند كه طرح‌هايي براي آينده كوباي پس از فيدل كاسترو،‌ ونزوئلاي پس از چاوز و سوريه پس از اسد بدهند و حتي براي تجزيه ايران نيز طرح مي‌دهند، اما كافي است كسي طرح آينده آمريكا را اعلام كند تا بلافاصله به او اتهام تروريست بزنند؛ از اين‌رو امروز بايد جنبش دانشجويي جهان جرأت داشته باشد كه براي آينده آمريكا طرح بدهد؛ چرا ما براي تجزيه آمريكا طرح ندهيم.
وي ادامه داد: فيدل كاسترو كه امروز در بيمارستان بستري است، مربوط به نسل قبل رهبران انقلابي است و نسل جديد مثل چاوز و مورالس فرزندان او هستند و به همين گونه تبلور انقلابيون مسلمان نيز امروز در فردي به نام نصرالله تجلي پيدا مي‌كند.
اين تحليلگر مسائل استراتژيك با اشاره به انديشه امام حميني، جهان را به دو دسته مستضعف و مستكبر تقسيم كرد و اظهار داشت: وجه اشتراك همه ما از جمله ايران، كوبا، فلسطين، كره شمالي، سوريه و ونزوئلا استضعاف است.
وي با بيان اين كه ممكن است مسلمان مستكبر هم داشته باشيم، مصر، اردن وعربستان را از جمله مثالهاي مسلمان مستكبر عنوان كرد و خاطرنشان كرد: چاوز براي ما مردمي‌تر و ضداستكبارتر است؛ چون در زمان حمله وحشيانه رژيم صهيونيستي به لبنان سفيرش را از اسراييل فراخوان كرد، اما همين مصر، اردن و عربستان به اولمرت نامه نوشتند و از او درخواست كردند كه حزب الله را از بين ببرد.
عباسي گفت: به عنوان شخصي آزاد كه وابستگي جناحي ندارم، از دولت و مردم كوبا كه در پرونده هسته‌اي از ايران حمايت كرده‌اند و از ونزوئلا كه با تمام وجود در آژانس بين المللي انرژي اتمي در حمايت از ايران ايستاد، تشكر مي‌كنم.
وي در ادامه سخنانش گفت:‌ جهان استكبار ما را تك محصولي مي‌خواهد تا بتواند بر ما حكومت كند
و به همين دليل اكنون كه جهان استضعاف مي‌خواهد محصول ديگري همچون انرژي هسته‌اي را در اختيار داشته باشد، فقط مستضعفين در حمايت از ما ايستاده‌اند.
اين تحليلگر مسائل سياسي تصريح كرد: به نظر ما چگوارا علي‌رغم آنكه مسلمان نبود، اما يك آزاده بود.
وي با اشاره به برخي صحبتهايي كه مبني بر فقر ملت كوبا توسط غربي‌ها مطرح مي‌شود، افزود: ملت كوچك كوبا پشت سر چهل كشور انقلابي ايستاد و فقر امروز كوبا ناشي از فشاري است كه جامعه استكباري به خاطر ايستادگي اين ملت بر آنان تحميل كرد.
عباسي ادامه داد: غربي‌ها به خاطر اين كه كوبايي‌ها را تحقير كنند و بگويند كه همه مشكلات اين كشور به خاطر انقلابي بودنشان است، مي‌گويند كه بيشترين فحشا در اين كشور وجود دارد اما اروپا و آمريكا كه در تلويزيون‌هايشان هر ده دقيقه زنان فاحشه را تبليغ مي‌كنند، نمي‌توانند از اين حرفها بزنند.
اين تحليلگر مسائل استراتژيك با تاكيد بر ضرورت تحرك جبهه پايداري در براي هژموني غرب گفت: چندي پيش جنبش عدم تعهد در كوبا با تمام توان از موضع ايران دفاع كرد اما دوره جنبش غيرمتعهدها تمام شده و بايد يك جنبش غيرمتعهد جديد تشكيل شود؛ چون برخي از اعضاي همين جنبش همسو با امپراليسم آمريكا عمل مي‌كنند.
عباسي تمدن، امپراطوري،‌امپرياليسم و هژموني را چهار مرحله تشكيل استكبار عنوان كرد و با بيان استدلال‌هايي اظهار داشت: در سال 2035 در جهان 7 كشور در مركز ثقل قرار دارند كه از بين آنان فقط وضعيت سرمايه اجتماعي ايران است كه مناسب خواهد بود و قطعاً‌ ونزوئلا نيز از آرژانتين و برزيل به سرعت پيش خواهد افتاد.
وي گفت:‌ در آينده براي اداره جهان تنها كشورهايي كه امروز در جبهه مقاومت هستند، توانايي ايستادگي خواهند داشت؛ چون سايرين از نظر سرمايه اجتماعي با مشكلات اساسي مواجه هستند.
عباسي با اشاره به مثالهاي متعدد درباره سلطه‌گري آمريكا و خوي تجاوزكارانه دولتمردان اين كشور اظهار داشت: امروز براي آنان سخت است كه ببينند كشورهايي مثل ايران، ونزوئلا، كوبا، سوريه و كره شمالي از دستشان در رفته و اگر در مكزيك و نيكاراگوآ نيز طرفداران اين موج راي بياورند،‌حياط خلوت آمريكايي‌ها نيز از دست خواهد رفت و آنان ديگر نخواهند توانست جلوي اين موج ايستادگي را كه حاصل چهل سال مقاومت ملت كوبا است، بگيرند.
وي با اشاره به جزييات پيروزي‌هاي غرور آفرين حزب‌الله افزود: حزب‌الله همينه اسراييل را شكست و حركت اين جنبش نتيجه مدل پيروزي ملت ايران بود.
اين تحليل‌گر مسائل سياسي با اشاره به اين كه كشورهاي استكباري همچون آمريكا و انگليس با دست اندازي به نقاط مختلف جهان خودشان را سر پا نگه داشته‌اند، اظهار داشت: امپراطوري جهاني دست و پاي خودش را در كشور خود جمع كند تا ببيند آن‌وقت چقدر مي‌تواند شكم مردمش را سير نگه دارد.
عباسي پايه‌هاي دكترين جنبش مقاومت جهاني را عدالت جهاني، آزادي جهاني و مردم سالاري جهاني عنوان كرد و افزود: بايد جبهه مقاومت جهاني را تشكيل دهيم تا با حاكم شدن عدالت جهاني حق مستضعفان محقق شود.
وي ماندن مردم كوبا و مقاومت در زير فشارهاي آمريكا را يك امداد الهي عنوان كرد و گفت: كوبا با 47 سال، ايران با 27 سال، كره با 53 سال، فلسطين با 60 سال و ساير كشورهاي مقاوم پيشگامان جبهه مقاومت هستند كه همه بايد در يك آرايش زنجيره‌اي استكبار را تحت فشار قرار دهند.
وي اساسي‌ترين راهكارهاي به چالش كشيدن آمريكا را توسط جبهه مقاومت جهاني انرژي، گمرك و مناسبات اقتصادي و تهاجم رسانه‌اي و اجتماعي عنوان كرد و با بيان اين كه ما نبايد در اين جبهه از آسيب شناسي يكديگر غافل شويم، اظهار داشت: يكي از اشكالات كوبا اين بود كه دين را كنار گذاشت و از پتانسيل مذهب براي مقاومت بيشتر استفاده نكرد كه دوستان كوبايي بايد در اين زمينه تلاش كنند.
عباسي ادامه داد: كوبا طرح استراتژيك بلندمدت براي خود اعلام نكرده كه بايد در اين زمينه نيز اقدام كند تا دوستانش در اين جبهه به آن كمك نمايند.
اين تحليلگر مسائل استراتژيك از كوبا خواست كه براي بقاي مدل اصيل زندگي خود مبارزه با مفاسد و جوان‌گرايي در سيستم اداره كشور اقدام كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم مهر 1385ساعت   توسط آرش   | 

به نام خدا

 

با سلام

 

دوستان نمونه ای کوچک از غارت بیت المال

 

چرا قوه قضاییه بجای برخورد با غارتگران و اعدام انقلابی آنها مرتب بجای اجرای قوانین اسلامی دم از حذف زندان و... می زند بطوریکه امنیت اجتماعی از جان و مال و نوامیس این کشور روز به روز در حال از بین رفتن است.

 

مطلبی با آقای شاهرودی رئیس قوه قضاییه

 

           جناب شاهرودی یادتان باشد شما از طرف مقام معظم رهبری منصوب شده اید تا در این کشور اجرای عدالت کنید شما برای اجرای عدالت باید حدود الهی را و قوانین مترقی اسلام را اجرا کنید شما نباید از جارو جنجال کشورهای غربی هراس داشته باشید شما نباید از باندهای قدرت در این کشور هراسی داشته باشید آقای شاهرودی امنیت مردم در هر بعد با قوانین شما بخاطر عدم اجرای قوانین اسلامی و عدالت اسلامی به شدت به خطر افتاده است آقای شاهرودی با مشاورین نادانی که مشاوره های غلط می دهند برخورد کنید آری ما می دانیم زندان مشکل شرارت و جنایت و ... را حل نمی کند اما شما بخاطر اینکه از این سوی دیوار نیافتید از سوی دیگر دیوار در حال پرت شدن هستید و با خود جامعه را هم به سوی پرتگاه می برید تنها راه نجات این سرزمین اجرای کامل قوانین اسلامی همانند حد و قصاص و... زیر نظر قضات شجاع و وعادل و خداترس همانند شهید همیشه جاوید قاضی مقدس و دیگر قضات شهید قوه قضاییه می باشد جناب شاهرودی یادتان باشد شما تا زمانی عزیز هستید که در مسیر اسلام و عدالت و حقوق واقعی همه مردم حرکت کنید در حال حاضر شما بیشتر حقوق مجرمین را در نظر دارید و این بسیار برای این کشور خطرناک است.

 

واریز بيت المال به جیب وزیر امنيتي دولت خاتمي و دوستان  

 

درپی مصاحبه اختصاصی وزیر ارشاد با یکی از بخشهای خبری سیما و بی سابقه خواندن اهمال کاری و غرض ورزی در رسیدگی به یک پرونده تخلف مالی در طول حیات دستگاه قضایی در جمهوری اسلامی ، خبرنگار رجا ضمن تماس با یکی از مسوولین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان جزئیات بیشتری را درباره این پرونده خواستار شد که وی در پاسخ، «به گوشه هایی از اطلاعات این پرونده» اشاره و بر این اساس خبرنگار رجا اقدام به تهیه گزارشی نموده است:

 

 «اموال مؤسسه فرهنگ و توسعه ايران توسط يكي از وزراي امنيتي دولت سابق كه پس از دولت نهم در دستگاه قضايي و در محفلي از محافل مجمع تشخيص مصلحت پست گرفته، به تملک شخصی درآمده است.

به گزارش رجا اين مؤسسه كه سالهاي متمادي جزئی از اموال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بوده و با هدف گسترش فضاهاي فرهنگي- هنري كشور تأسيس شده بود در فاصله زماني كمتر از 3 ماه به تملک شخصی يك وزير امنيتي دولت سابق درآمد.

یک مقام مسئول در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در گفتگو با خبرنگار رجا ضمن بيان مطلب فوق اظهار داشت: در فاصله زماني کوتاه میان مشخص شدن نتيجه انتخابات سوم تير تا استقرار دولت نهم و بدون رعايت هيچگونه مقدمات قانوني، مالکیت اين مؤسسه ناگهان از «دولتي» به «خصوصي» تغيير ماهيت یافته و کسانی که تا پیش از آن از حیث «شخصیت حقوقی» عضو هیات مدیره این موسسه بودند به ناگاه از جايگاه «شخصیت حقیقی» به اين عضويت درآمده و مالك آن شدند و بدين ترتيب اين موسسه با تمام اموال 700 ميليارد توماني آن به تملك آقايان درآمده و مشمول خصوصي سازي از نوع خصوصي سازي هاي دولت خاتمي شد.

وي همچنين با تاكيد مجدد بر اين نكته كه ارزش اموال و سرمايه اين مؤسسه بالغ بر 700 ميليارد تومان برآورد شده است، افزود: از آنجا كه اموال و املاك چند صد ميلياردي اين مؤسسه به يك فرد خاص و اقوام و نزديكان وي انتقال يافته بود، وزارت ارشاد در گام نخست سعي كرد به دور از جنجال و از طريق گفتگو و رايزني هاي مشفقانه بيت المال به تاراج رفته را به محل خود بازگرداند اما پس از طفره رفتن و عدم تمكين متخلفان و از جمله آقای وزیر دولت سابق نسبت به قانون، وزارتخانه تصمیم گرفت با شكايت از اين افراد به دستگاه قضايي درصدد استيفاي حقوق ملت برآید.

اين مقام مسئول در وزارت ارشاد با اشاره به وجود يك باند از دوستان وزير متخلف دولت سابق در نقاط حساس دستگاه قضايي تأكيد كرد: به رغم 2 دستور كتبي رياست محترم قوه قضائيه جناب آقاي آيت الله شاهرودي، اين باند ، پرونده را در ديوان عدالت اداري متوقف كرده و عناصر غارتگر به دنبال اخذ حكم به نفع خود در این پرونده برخلاف دستورات صريح رياست قوه هستند.»

ازسوي ديگر نتیجه پیگیریهای خبرنگار رجا حاکی است فرزند اين وزير امنيتي دولت خاتمي كه از نزديكان حسينعلي منتظري نیز مي باشد توانسته تا يكي از شركتهاي اقماري مؤسسه فرهنگ و توسعه ايران را از آن خود نمايد و بدين ترتيب در جريان مخصوصي سازي! ضرب الاجلي اين شركت توانسته است مانند شوهرخواهر خود به استيفاي سهم خويش بپردازد.

 بنا براين گزارش در كارنامه سالهاي گذشته اين مؤسسه دولتي كه از سرمايه و گردش مالي هنگفتي برخوردار است، تخلفات و زدوبندهاي متعددي از سوي هيئت مديره آن به چشم مي خورد.

 پيش از اين اخباري در مورد زدوبندهاي هيئت مديره اين مؤسسه با دانشگاه آزاد نيز انتشار يافته بود که از آن جمله می توان به خبر سايت خدمت در آذرماه سال گذشته اشاره کرد که در آن در گزارشي خبر از اعطاء تعدادي مدرك تحصيلي در مقطع كارشناسي ارشد و دكترا از سوي دانشگاه آزاد به مديران مؤسسه در قبال دريافت امكانات و خدمات مؤسسه داده بود.

آقازاده یونسی رجانیوز را نفرین کرد!

پس از افشاگری رجانیوز درباره موسسه فرهنگ و توسعه ایران و اعلام این مسئله که اموال بیت المال به جیب یک وزیر امنیتی دولت خاتمی رفته است، فردی به نام حسن یونسی که گفته می شود آقازاده علی یونسی وزیر اطلاعات دولت هشتم و مدیر عامل یکی از شرکت های اقماری این موسسه است،در پاسخی در خور شان خودش رجانیوز را نفرین کرد!

وي در  این یادداشت نوشته است:

بسمه تعالي. چون بعيد مي دانم كسي كه به اين صورت عمل مي كند قابل هدايت باشد برايش دعا نمي كنم . و در اين لحظات ملكوتي ماه مبارك رمضان با تمام وجود شما را نفرين مي كنم اميدوارم خذلان و سرافكندگي در اين دنيا و عذاب الهي در آخرت نصيبتان شود كه به همه مقدسات قسم مي خورم مطالب مربوط به سوء استفاده هاي مالي كذب محض است . بزدلان كوردل اگر شجاعتش را داريد از پرده بيرون بياييد تا برسر يك ميز به محاجه بنشينيم . شما در پستو پنهان شده ايد خود را نشان بدهيد تا سيه روي شود هركه در او غش باشد.

در آخرین تحولات رسانه ای درباره پرونده موسسه فرهنگ و توسعه ایران روزنامه کیهان در ستون « گفت وشنود» به تمسخر حکم قضایی این پرونده پرداخت.

کیهان نوشت: گفت: ديروز در خبرها آمده بود كه يكي از قضات ديوان عدالت اداري با صدور يك حكم، ميلياردها تومان را به بيت المال برگردانده است.

گفتم: كلك مرغابي بود!

گفت: مرد حسابي! كلي زحمت كشيده تا شركت را منحل كرده و قرار است 30 ميليارد تومان سرمايه آن هم به بيت المال واريز شود.

گفتم: اين شركت مال وزارت ارشاد است كه عده اي آن را بالا كشيده بودند، ارشاد جديد مي خواست آن را پس بگيرد كه ديوان عدالت وارد ماجرا شد و شركت را به نفع غارتگران منحل كرد.

گفت: ولي مثل اين كه قرار است 30 ميليارد تومان سرمايه شركت به بيت المال برگردد.

گفتم: اي عوام! سرمايه شركت 300 ميليارد تومان است، 30 ميلياردش را پس مي دهند و بقيه را...

گفت:... بقيه را چي؟!

گفتم: بقيه را هپلي هپو... قوقولي، قوقو...


اشاره کیهان به گزارش یک سایت اینترنتی است که در آن از بازگشت میلیاردها تومان از اموال موسسه به بیت المال خبر داده بود.

درباره موسسه فرهنگ و توسعه ایران گفتنی است، این موسسه در سال 1368 به عنوان یک موسسه غیرانتفاعی عام المنفعه تحت نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تاسیس شد و در سال 1374 به ثبت رسید. هیئت مدیره موسسه فرهنگ و توسعه ایران را افرادی چون قدرت الله مشایخی، فخرالدین انوار، محمد حسن خوشنویس، منوچهر احمدوند، شالچیان، مرتضی هاشمی و سیدمحمد بهشتی از مدیران وزارت ارشاد در دوران وزارت ارشاد آقای خاتمی تشکیل می دادند. این موسسه در طول دوران وزارت آقایان خاتمی، لاریجانی، میرسلیم، مهاجرانی و مسجد جامعی مطابق اساسنامه خود فعالیت می کرد اما پس از انتخابات شوراها و مجلس شورای اسلامی و شکست اصلاح طلبان در این انتخابات، اساسنامه این موسسه تغییر داده شد و به صورت خصوصی درآمد.

این موسسه در طی سالهای گذشته از بودجه سالانه برخوردار بوده و از جایگاه دولتی نیز برای فعالیتهای خود بهره می گرفته است. در عین حال اکثر فعالیتهای این موسسه را امور اقتصادی تشکیل می داده و کمتر کار فرهنگی از سوی مدیران این موسسه انجام می شده است.

مطابق اساسنامه این موسسه، هیئت مدیره به صورت مادام العمر فعالیت می کردند و افزودن افراد جدید به هیئت مدیره، منوط به رای موافق همه اعضای هیئت مدیره بود که با همین روش، در دو سال اخیر، یونسی وزیر اطلاعات دولت خاتمی، به جمع هیئت مدیره افزوده شد.

موسسه فرهنگ و توسعه ایران در جزیره کیش و قشم و چندین شهر، دارای زمین و املاک و مراکز تجاری است و از جمله در کنار خیابان سئول تهران، دارای 33 هزار متر زمین است. اغلب اسناد و مدارک این املاک هم به نام اقوام درجه یک برخی از اعضای هیئت مدیره، ثبت شده است.

در آینده نزدیک رجانیوز افشاگری های مستندی علیه فعالیت های غیرقانونی اعضای هیات مدیره این موسسه ارائه خواهد کرد.

گزارش مستند از تاراج 300 میلیارد تومان در ماجرای موسسه «فرهنگ و توسعه ايران»

 پس از افشاگری رجا علیه برخی چهره های دخیل در تاراج اموال عمومی موسسه فرهنگ و توسعه ايران برخی افراد  محافل و باندهاي قدرت به تکذیب و توجیه غارت اموال این موسسه تحت نظارت وزارت ارشاد که در اواخر عمر دولت خاتمی صورت گرفت پرداختند و اخبار رجا در این زمینه را «تهمت» و «منحرف کردن اذهان از مساله اصلی» دانستند. اين در حاليست كه كيهان در شماره امروز خود با انتشار اسناد اين مخصوصي(!)سازي عملا وجود چنين غارتي از بيت المال را مستند كرده است. متن كامل گزارش كيهان را در ادامه مي توانيد بخوانيد:

 

جناب آقاي رازيني

 

رياست ديوان عدالت اداري

اصل ورود شاكي و ديوان عدالت در اين پرونده پس از استعفاي اعضاي مربوطه مبهم و ظاهراً غيرقانوني بوده، علاوه بر اينكه اين اموال مستقيماً مربوط به دولت و وزارت بوده و دستور توقف عمليات غير از اضرار به دولت هيچ اثري ندارد. سريعاً اين دستور موقت لغو شود و قاضي مربوطه مورد سؤال قرار گيرد. چگونه اين شكايت را از شخصي كه درزمان شكايت هيچ سمتي نداشته قبول كرده است. نتيجه را به اينجانب گزارش دهيد.»

خردادماه 85 وقتي اين دستور اكيد از سوي رئيس قوه قضائيه درباره مؤسسه «فرهنگ و توسعه ايران» (وابسته به وزارت ارشاد اسلامي) صادر شد (سند شماره1) كسي فكر نمي كرد ديوان عدالت اداري در اقدام سؤال انگيز ديگري، به خارج كردن اين مؤسسه از حوزه نظارت قانوني وزارت ارشاد رأي دهد و در واقع به نفع هيئت مديره متخلفي رأي صادر كند كه طبق اساسنامه شركت، از سوي وزير ارشاد بركنار شده و بخشي از اموال مؤسسه را طبق قانون تحويل داده اند اما بعداً -آنگونه كه ظاهر امر نشان مي دهد- به 300 ميليارد تومان دارايي هاي مؤسسه طمع كرده اند.

اما خبر واقعيت داشت و درست برخلاف نظر رئيس قوه قضائيه، يكي از قضات ديوان عدالت اداري در حالي كه پرونده به لحاظ حقوقي و قانوني اساساً به اين ديوان مربوط نمي شد، حكم به انحلال مؤسسه ياد شده و واگذاري آن به نهادهاي خارج از دولت داد در حالي كه آن نهاد، اساساً با انتزاع مؤسسات و دارايي ها از دولت و واگذاري آن به ساير بخش ها مخالف است.

 

طمع در 300 ميليارد تومان ناقابل!

 

ماجرا چيست؟ فارغ از رويكرد خطا و سؤال برانگيز ديوان عدالت اداري درورود به اين پرونده و خروج اشتباه تر از آن كه شايسته بررسي است، واقعيت اين است كه هيئت مديره منحله پس از شوك اوليه -رويكرد وزارت ارشاد به حسابرسي و ساماندهي مؤسسات تابعه خود- به خود آمده و كوشيده اند با رايزني و طرح غلط صورت مسئله، نهايتاً اين مؤسسه را كه طبق حكم دادگاه (17آذر1375) و مطابق اساسنامه مؤسسه، تحت نظر و وابسته به وزارت ارشاد اسلامي است، منحل كنند و زير نظر نهاد ديگري ببرند كه علي القاعده در جريان كش و قوس پرونده و دستكاري خودسرانه حضرات در اساسنامه مؤسسه تابعه وزارت ارشاد نيست. آنها حتي دارايي ها و سرمايه حداقل 300 ميليارد توماني مؤسسه فرهنگ و توسعه را فقط كمي بيش از صد ميليارد تومان جا زده اند تا از يكسو، راه بررسي سوءاستفاده ها و تخلفات گذشته را سد كنند و از سوي ديگر پس از خلع يد از يك دستگاه حاكميتي به حكم دستگاه حاكميتي ديگر، آب رفته را به جوي بازگردانند و تخلفات و سوءاستفاده كلان گذشته را از مجرايي ديگر پي بگيرند!

پيشينه ماجرا به اين شرح است كه در پي فساد مالي «مرتضي- هـ» و سوء استفاده از موقعيت شغلي خود در وزارت ارشاد، دادگاه در سال 1375 حكم به بازگرداندن مؤسسه فرهنگ و توسعه ايران و شركت هاي تابعه آن به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي داد. مؤسسه مذكور در آن هنگام در ارتباط با سيدفخرالدين انوار (معاونت سينمايي وقت ارشاد) فعاليت مي كرد. هدف از مؤسسه مذكور -كه توأم با تأسيس شركت هاي اقماري ديگر هم بود و ميلياردهاتومان از وزارت ارشاد بودجه مي گرفت- «احداث مراكز سينمايي و دريافت كمك هاي مالي از وزارتخانه ها و دستگاه هايي نظير شهرداري ها و استانداري ها و سازمان حج» و نيز جذب سرمايه براي انجام هرگونه فعاليت هاي تحقيقاتي، مطبوعاتي، فني و خدماتي در زمينه امور فرهنگي، سينمايي، هنري، سياحتي و ساير امور مشابه»(!؟) عنوان شده است.

 

دستكاري در اساسنامه!

 

اساسنامه شركت نيز در مواد 2، 8، 9، 13، 17 و 21 مكرراً و موكداً تصريح مي كند «مؤسسه تحت نظارت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اداره مي شود.... هيئت امنا به پيشنهاد معاون اداري و تصويب و حكم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي انتخاب مي شود... انحلال مؤسسه و تغييرات اساسنامه با تأييد هيئت امنا و تصويب وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مي باشد... در صورت انحلال اساسنامه، تمام دارايي آن با نظارت هيئت امنا در اختيار وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قرار خواهد گرفت... هيئت امنا بايد طرح و برنامه هاي سالانه مؤسسه و گزارش سالانه فعاليت هاي مؤسسه را به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي گزارش كند... وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مي تواند در رابطه با كيفيت عملكرد مؤسسه در هر زمان بازرس يا بازرساني را به مؤسسه اعزام نمايد. در اين صورت اركان مؤسسه موظفند كليه اطلاعات و مدارك مورد لزوم را در اختيار آنان قرار دهد.»

 

نامه وزير ارشاد دولت خاتمي

 

مروري بر مواد اساسنامه روشن مي كند كه تغييرات بعدي در اساسنامه از سوي هيئت مديره بدون هماهنگي با وزارت ارشاد و غيرقانوني بوده است چرا كه طبق اين تغييرات تمام مواد قانوني مذكور كه بر وابستگي مؤسسه مذكور به وزارت ارشاد تأكيد داشته از متن اساسنامه حذف شده است حال آن كه هيئت امنا - طبق اساسنامه - حق چنين دستكاري و تغييري را نداشته است. ضمن اينكه وزير وقت ارشاد نيز به خاطر تخلف بودن اقدام مذكور، آن را تأييد نكرده و بنابراين طبق همان اساسنامه اقدام هيئت مديره، تخلف بوده و وجاهت قانوني نداشته است، لذا وزير سابق هم در دوره تصدي خود اقداماتي را براي جلوگيري از رفتار غيرقانوني و مقابله با تضييع بيت المال انجام مي دهد كه نامه مورخ 4 مرداد 84 احمد مسجد جامعي نمونه آن است:

«جناب آقاي محمود شالچي طوسي- معاون محترم پشتيباني، امور استان ها و مجلس

با سلام

با توجه به گزارش دفتر محترم حقوقي به شماره 32165/102 و 32167/102 مورخ 1/5/84 شايسته است نسبت به اصلاح اساسنامه و حفظ و تثبيت حقوق مالكانه اين وزارتخانه نسبت به مؤسسه فرهنگ و توسعه ايران و ساير مؤسسات و شركت هاي وابسته كه به حكم مرجع محترم قضايي به اين وزارتخانه واگذار گرديده است، اقدامات لازم را مبذول داريد.» (سند شماره2)

 

پيگيري وزير ارشاد احمدي نژاد

 

در ادامه اين اقدامات و با توجه به تخلفات مكرر صورت گرفته، محمد حسين صفارهرندي وزير جديد فرهنگ و ارشاد اسلامي درتاريخ 28/8/84 اقدام به بركناري هيئت امنا و هيئت مديره مؤسسه مذكور مي كند و آقايان منوچهر احمدوند، سيدفخرالدين انوار و قدرت الله مشايخي طي نامه اي به تاريخ 19/9/84 رسماً اقدام به تحويل اموال و اسناد مؤسسه مذكور به هيئت مديره جديد -منصوب از سوي وزير ارشاد- مي كنند (سند شماره3) كه خود اين نامه حاكي از روال قانوني است اما مدتي هيئت مديره بعد همچنان كه گفته شد به تكاپو مي افتد تا شايد اموال 300 ميليارد توماني مؤسسه مذكور را به وزارت ارشاد برنگرداند و... در اقدامي غيرقانوني و فاقد وجاهت حقوقي به ديوان عدالت اداري شكايت مي كند و عجيب تر آن كه ديوان وارد پرونده مي شود كه اعتراض رئيس قوه قضائيه را هم برمي انگيزد.

 

تكرار خطا در ديوان عدالت اداري

 

آيا ديوان عدالت اداري با صدور 2 حكم اشتباه، صرفاً به خطا رفته است يا عوامل ديگري باعث جانبداري ديوان از گردانندگان متخلف مؤسسه فرهنگ و توسعه ايران شده است؟ هرچه هست، لااقل اين بخش از ماجرا مشخص است كه متخلفان با نفوذ پرونده در اقدامي كلاهبردارانه ميل به تصاحب 300 ميليارد تومان از اموال بيت المال كرده و در اين راه از سرويس ويژه يك نهاد قضايي -به رغم مخالفت و اعتراض رئيس آن دستگاه- بهره برده اند.

سرانجام اينكه زمان انجام تغييرات دراساسنامه كه در ماه هاي آخر عمر دولت سابق بوده، به وضوح نشان مي دهد كه حضرات كه بعضاً مسئوليت هاي رسمي دولتي هم داشته اند با اين اقدام كوشيده اند پيش از تغيير دولت، مؤسسه مذكور را از حيطه نظارت دولت خارج كنند!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت   توسط آرش   | 

به نام خدا

با سلام

حقیقتی که باید میلیونها بار در این سرزمین تکرار شود آری باید ساقیان زهر به خمینی بزرگ محاکمه شوند

ساقيان جام زهر بايد محاكمه شوند


محمدرضا منتظرالقائم

بسم الله القاصم الجبارین

با تشکر ویژه از امیر تفرشی عزیز

«مسعود ده نمکی» از فعالان سیاسی و فرهنگی حزب‌الله، نامه امام خمینی درباره دلایل پذیرش قطعنامه که توسط «هاشمی رفسنجانی» منتشر شد را «گام اول برای بررسی دلایل پایان جنگ» دانست و گفت: انتشار این نامه تازه اول راه است و باید در ادامه تا پای محاکمه کسانی که با توجه نکردن به تدابیر حضرت امام ایشان را برای پذیرش قطعنامه تحت فشار گذاشتند، رفت.

وی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب، اظهار داشت: با انتشار این نامه، به نظر می‌آید همانطور که حضرت امام تأکید داشتند امروز دیگر زمان بررسی عملکرد سکانداران جنگ تحمیلی فرا رسیده باشد. ده نمکی افزود: دیدگاه رزمندگان در جبهه‌ها، جنگ تا آخرین قطه خون بود اما مسئولان سیاسی آن زمان، به دنبال یک پیروزی برای پایان جنگ بودند.
این فعال سیاسی تصریح کرد: باید روشن شود که چه کسانی امام را وادار به نوشیدن جام زهر کردند.
ده نمکی گفت: آقای هاشمی این نامه را برای تبرئه خودش منتشر کرده است و طی آن ادعا شده که در اواخر جنگ مردم برای رفتن به جبهه‌ها هیچ شوقی نداشتند در صورتی که پس از آغاز عملیات مرصاد و با پیام حضرت امام، صدها هزار نفر به سوی جبهه‌ها ‌رفتند تا جایی که امام به طور رسمی اعلام کردند اگر می‌دانستم مردم چنین انگیزه‌ای دارند، هیچ گاه قطعنامه را قبول نمی‌کردم.
وی مجددا تأکید کرد که گام بعدی پس از انتشار این نامه باید این باشد که روشن شود چرا سیاسیون امام را برای پذیرش قطعنامه در برابر عمل انجام شده قرار دادند.
این فعال سیاسی جریان حزب‌الله خاطرنشان کرد: امام تعبیرشان این بود که مملکتی که بیست میلیون جوان دارد باید بیست میلیون تفنگدار هم داشته باشد اما روش‌های تبلیغاتی در آن زمان آنقدر فشل بود که برخی اوقات به زور می‌توانستیم یک سپاه صد هزار نفری را بسیج کنیم.
به گفته ده نمکی، در تمام کشورهای جهان در زمان جنگ تمام فعالیت‌های تبلیغاتی کشور برای جنگ است اما در زمان جنگ تحمیلی مردم با سریال صد قسمتی اوشین سرگرم می‌شدند یا صف‌های کنکور از صف جبهه‌ها طویل‌تر بود انگار در عقبه جبهه‌ها اصلا جنگی وجود ندارد.
وی اختلافات عمیق سیاسی جریان‌های چپ و راست در زمان جنگ را باعث بی‌انگیزه‌گی رزمندگان در جبهه‌ها ارزیابی کرد و افزود: رفتار مسئولین با بچه‌های جبهه واقعا اشتباه بود و تناقضاتی که بین جبهه و مرکزیت وجود داشت در نهایت باعث وجود بی‌انگیزگی در رزمندگان می‌شد.
این روزنامه نگار تصریح کرد: هر چند رزمندگان این شبهات را با خود به سنگرها نمی‌بردند اما امروزه حق این نسل است که از دلایل و چگونگی تمام این شبهات، مطلع شوند.
ده نمکی با بیان این مطلب که «بسیاری از مسئولان آن زمان مانند امام فکر نمی‌کردند» اظهار داشت:‌ امام همواره تأکید می‌کردند که باید تا آخرین قطره خون بجنگیم اما مسئولین سیاسی اعتقاد داشتند که با یک پیروزی باید جنگ را متوقف کرد.
وی به ماجرای ورود ناوهای آمریکایی به خلیج فارس اشاره کرد و گفت: نظر امام این بود که اولین ناو آمریکایی که از تنگه هرمز رد شود، منهدم شود اما کارگزاران جنگ با این توجیه که این عمل به صلاح نیست، مانع شدند ولی امروزه اسناد فاش شده پنتاگون نشان می‌دهد که در صورت حمله به اولین ناو آمریکایی، آنها از خلیج فارس عقب می‌نشستند.
این فعال جریان حزب‌الله گفت: کسانی که در جنگ عاشورایی فکر نمی‌کردند نباید پشت سر امام سنگر بگیرند و قصور و تقصیرهای خود را به گردن ایشان بیندازند.
وی افزود: صدام پس از یکی از عملیات‌ها به ملاقات مجروحین عراقی در یکی از بیمارستان‌ها رفت و هنگامی که دید مسئولان بیمارستان رسیدگی به حال آنها ندارند، رئیس بیمارستان را از طبقه پنجم به پایین پرت کرد اما رفتار مسئولین ایرانی با رزمندگان واقعا شرم‌آور بود.
به گفته ده‌نمکی، مردم فکر می‌کردند تمام امتیازات متعلق به رزمندان و خانواده شهدا است و آنها حق مردم را خورده‌اند اما واقعیت این است که فشار فقر و مشکلات اجتماعی بر این قشر بیشتر از دیگران بود.
ده نمکی تصریح کرد: رزمندگان هرگز خود را طلبکار مردم نمی‌دانستند اما به یقین و به تعبیر حضر امام، آتش دوزخ در انتظار مسئولانی است که از این نسل غافل شدند.
وی در پایان خواستار آن شد تا این اتفاق مبارک یعنی بازگشایی پرونده پایان جنگ، به دور از منازعات سیاسی و فارغ از سوءاستفاده جناح‌ها، به صورت کارشناسی مورد نقد واقع شود.

در همین رابطه حتما بخوانید

متن كامل نامه محرمانه امام(ره) درباره پذيرش قطعنامه

خبرنگار كيهان: وقتي نامه را از هاشمي خواستم گفت كه محرمانه است

واكنش تلويحي احمدي نژاد به انتشار نامه ي حضرت امام

حماقت از سر و روی سياستمداران و ذخيره های انقلاب فوران کرده است

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت   توسط آرش   | 

از مصلحت نظام تا مصلحت شخصي

 

فاطمه رجبي

انتشار نامه محرمانه حضرت امام(س) توسط دفتر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، گوشه‌اي از پروژه مافياي قدرت و ثروت را نمايان ساخت. در اين ماجرا، ملت جداي از ساده‌انگاري‌ها، سطحي‌نگري‌ها و يا پندآموزي‌هاي قيم‌مآبانه، شاهد واقعه ديگري بود. نزاع كلامي ميان هاشمي و رضايي و .. نيازمند بحث نيست، چرا كه ملت به‌ خوبي مي‌داند كه اين افراد هم‌اكنون در مجمع تشخيص مصلحت نظام، تدوين كننده مسايل بسيار هستند؟! آيا همين افراد، سفر به آمريكاي خاتمي را توجيه نكردند، و به دنبال «معجزه دانستن دستاورد 16 سال گذشته» تلاش نداشتند؟!

اما از چند نكته نمي‌توان چشم پوشي كرد:

1- دفتر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با رياست «محسن هاشمي»، نقش كليدي يافته است. اين دفتر سياست‌بازي‌هاي قدرت‌مدارانه و جريان سازي‌هاي تخريب‌گر را بي‌مهابا به وسيله ابزارهاي مختلف منتشر مي‌كند. اين دفتر از هر پاسخگويي و مسئوليتي مصونيت دارد و بي‌هيچ هزينه‌اي برنامه‌هايش را يك‌به‌يك دنبال مي‌نمايد! چرا؟ آيا «هاشمي رفسنجاني » بر دفتر مسلط است؟ در هر صورت اسناد محرمانه كشور و نظام در دستان رئيس دفتر مجمع تشخيص مصلحت نظام بازيچه شده است!

2- انتشار اين نامه مسأله كوچكي نيست. حيثيت نظام را بازيچه «قدرت و ثروت» قرار دادن، هزينه سنگيني دارد كه قطعاً بايد به‌وسيله عاملان آن پرداخت شود. آن‌روز كه گفته شد ايجاد كنندگان فضاي مسموم، با همدستي و همدلي قيم‌مآبان براي افرادي خاص «خط قرمز» ايجاد كرده‌اند؛ وقتي اظهارگرديد ماجراي 15 خرداد در قم و ضرب‌وشتم، دستگيري و مجازات سنگين براي چند طلبه به جرم درخواست پرسش از هاشمي، به معنای ايجاد «مصونيت الهي- سياسي» برای وی ی باشد، وقتي انتقاد به سفر فاجعه‌بار «خاتمي» به آمريكا، تخريبي گسترده به وسيله راست و چپ را به همراه آورد و ... اين همه، يعني «بقاي حريم امن و مصونيت‌ساز براي چند نفر خاص»... از اين روي منتشر شدن نامه محرمانه ، نباید مسأله‌اي غیر قابل انتظار باشد.

3- در هر كشور و حكومتي اسناد محرمانه بسيار وجود دارد كه ممكن است هرگز انتشار نيابد. تعويض دولت‌ها، جابجايي جناح‌ها و كارگزاران در اين امر ثابت كه به بنيان رژيم‌ها وابسته است، تأثيرگذار نيست. به‌ويژه كشورهايي كه با انقلاب و جنگ روياروي بوده‌اند. حال چگونه كساني كه «خردگرايي» را بارها براي «اصول و ارزش‌هاي مقدس» اولويت داده، و خود را مظهر خردمندي  مي‌دانند، به اين آساني مرزهاي مصالح و منافع كشور و ملت، را در هم شكسته و مي شكنند؟

4- به‌گونه طبيعي و طبق رفتارهاي سياسي اصلاح طلبان، به‌ويژه محفل تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص، دستاوردهاي دولت نهم، ‌نه قابل تحمل‌ است و نه بايد به ثمر نشيند!! به همين جهت به نظر مي رسد، در انتشار اين نامه تحت‌الشعاع قراردادن دست آوردهاي ديپلماتيك سفر  اخير رئيس‌جمهور هم مدنظر بوده است.

5- برخي از همان روزهاي اول مسئوليتشان در قوه مجريه در سال هاي ابتدايي دهه 70 درصدد «هراساندن ملت از جنگ» به منظور حاكم كردن فرهنگ سرمايه سالاري بودند. و از اين رو راهكارهاي گوناگون ‌اعم از ارزش‌زدايي از بسيج و فرهنگ بسيج، تحليل‌هاي به اصطلاح خردگرايانه نمونه‌هاي بارز آن است. هنوز از خاطره ها نرفته كه برخي به عنوان آخرين حربه تبليغاتي در انتخابات نهم، با طرح شبهه ايجاد جنگ، به زعم خود در ميان ملت دل‌نگراني كردند، تا شايد از احمدي نژاد روي‌گردان شده، و كانديدايي را كه طالب صلح و بيزار از رويارويي با سلطه‌گران است، برگزينند!! از اين روي، اين گمانه نزديك به صحت است كه با انتشار نامه مربوط به جنگ درصدند با وحشت آفريني در جامعه اي است كه به بركت ظهور سوم تير، بازگشت به افتخارات شهادت‌طلبي و رشادت خواهي را در نسل سوم تجربه مي‌كند.

6- مسأله انرژي هسته‌اي و ايستادگي احمدي‌نژاد در برابر زورگويي‌ها و باج‌خواهي‌هاي غرب،‌ ذلت پذيري‌هاي تعليق سه‌ساله را بيش از گذشته نمایان ساخته است و اکنون تمام ملت نسبت به آن اظهار بيزاري مي‌کنند. بنابراين افشا يا انتشار يكي از اسناد كاملاً محرمانه نظام، پس از نزديك به دو دهه فاصله، راهكاري است كه در نظر اين تشخيص‌دهندگان مصلحت نظام!! مي‌تواند آب رفته را به جوي بازگرداند»!!

7- نامه منتشره از آنجا كه مربوط به حضرت روح‌الله (س) است، بي‌گمان بركات آن روح قدس را در كالبد جامعه منتشر كرد. به‌همين جهت عليرغم انگيزه و هدف عاملان انتشار آن، يك مسئله را ثابت كرد و آن اين كه، دفتر يا مركزي كه اين گونه چوب حراج به منافع و مصالح ملي مي زند،‌ صلاحيت نگهداشتن اسرار نظام را ندارد. و به نظر مي رسد بايد هرچه زودتر كليه اسناد طبقه بندي شده ملي را از دست كساني كه براي ثبات و بقاي «قدرت» هر عملي را خودسرانه انجام مي‌دهند، خارج كرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت   توسط آرش   | 

به نام خدا

اول فرا رسیدن ماه مبارک رمضان رو به همه دوستام تبریک می گم تو این ماه منواز دعای خیرتون بی نصیب نگذارید .

دوم این متن عالی از   وبلاگ شهدا  انتخاب شده حقیقتی که نمی شه کتمانش کرد.

 

خوب شد شما شهيد شديد...   

به نام خدا

سلام

با تبریک اعیاد

خوب شد شما شهید شدید...جدی می گم...خیلی خوب شد

اگه شما شهید نمی شدید ما چیکار می کردیم؟!

یا باید لال مونی می گرفتیم و یا...

خوب شد شما شهید شدید...وگر نه من نمی تونستم این وبلاگ رو راه بندازم اونوقت باید چه طوری یه خلقی رو سرگرم می کردم...

خوب شد شما شهید شدید...اگر شما شهید نمی شدید بچه حزب اللهی های مدعی باید ادای کی رو در میاوردن؟حتما ادای برادر مسعود و خواه مریم مجاهدین خلق!

اگر شما شهید نمیشدید ما پنج شنبه ها چی کار می کردیم؟!اونوقت مجبور بودیم بریم تو خیابون راه بریم شاید هم....

خدا رو شکر که شما شهید شدید ...اگر شما شهید نمی شدید دیگه صدا و سیما سوژه تبلیغاتی برای درآوردن اشک ملت نداشت اونوقت باید می رفت شوهای شبکه ام آی تی وی رو پخش می کرد...

جداْ اگه شما شهید نمی شدید چی می شد؟...واقعا خدا به ما رحم کرد که شما شهید شدید!

اگر شما شهید نمی شدید ما دیگه امام زاده مرتضایی نداشتیم...(من که نه اونایی که خودشون می دونن!)

خوب شد شما شهید شدید...وگر نه عمرا سازمانی با نام حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس با یه سری آدم بیکار تشکیل نمیشد.اگه شما شهید نمی شدید این همه پول باد کرده و زیادی بیت المال که الان فقط برای چاپ بیلبورد خرج میشه باید می رفت توی جیب دشمن بزرگ آمریکای جنایتکار...

خوب شد شما شهید شدید...اگه شما شهید نمی شدید عمرا بعضی از بچه های سپاه با کمتر از ۲۰ روز سابقه جبهه نمی تونستن درجه سرداری بگیرن...

خدا خیرتون بده و از بزرگی کمتون نکنه که شهید شدید...وگرنه ما برای روزهای هفته دفاع مقدس اسمی نداشتیم و حناق می گرفتیم از اینکه نمی تونیم روی روزهای هفتمون اسم بذاریم...

دمتون گرم که شهید شدید...اگه شما شهید نمی شدید که یه عده با خون شما پول در نمی آوردن...اونوقت از گرسنگی می مردن...

آقا ما خجالت زده ایم از این همه لطف شما...اگه شما شهید نمی شدید ما کجا می رفتیم خودمون رو از گناهان تطهیر کنیم؟اون وقت صاف توی جهنم خدا بودیم...

خوب شد شما شهید شدید وگرنه ما باید عین آمریکا به جای اسم شما روی خیابونامون عدد می ذاشتیم.فکرشو بکنین به جای خیابون شهید بهشتی بگیم مثلا ۱۷۶ شمال شرقی!

اگه شما شهید نمیشدید خیلی چاپخونه ها باید به جای عکس شما عکس های جنیفر لوپز آنجلینا جولی و شاهرخ خان رو چاپ می کردن!خدا وکیلی ضایع نبود؟!

اگه شما شهید نمی شدید سردار سرتیپ خلبان دکتر ناجا شهرداری نمی تونست توی صندلی داغ کلی اشک بریزه و تبلیغات کنه...

اگر شما شهید نمی شدید تلوزیون باید به جای ۵ دقیقه برنامه ره یافتگان وصال یا روایت فتح که نصف شب پخش می شه چی پخش می کرد؟!...

اگر شما شهید نمی شدید سایت عدل روم الان نمی تونست تی شرت و کلاه و پرچم حزب الله بفروشه و پولی به جیب بزنه...

آقا دستتون درد نکنه...

خوب شد شما شهید شدید...اگر شما شهید نمی شدید اینهمه جشنواره وبلاگ نویسی دفاع مقدس برگزار نمی شد که ماها توش برنده شیم...

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت   توسط آرش   |