تبليغاتX
منم آرش کماندار ، مردی از نسل عشق

منم آرش کماندار ، مردی از نسل عشق

در حفاظت از انقلابی که ثمره مبارزات انقلابیون پاک نهاد ایرانیست در طول تاریخ خونبار شیعه

به نام خدا

پیروز انتخابات مردم هستند شک نکنید


+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت   توسط آرش   | 

 
 
اینجا ایران است.سرزمین عجایب!

به نام خدا

سلام

حتما دیشب در اخبار ۲۰:۳۰ حواشی مربوط به حضور رئیس جمهور در دانشگاه امیر کبیر رو دیدید.دیدید که چطور به رئیس جمهور اهانت می کردن اونم یه عده کمی.دیدید که چطور عکس رئیس جمهور منتخب ۱۷۰۰۰۰۰۰ آدم رو آتش زدن و چطور با جواب دندان شکن رئیس جمهور مواجه شدن.دیدید که چطور دوربین صدا و سیما رو شکستن.

امیدوارم دوستانی که اسم خودشون رو اصلاح طلب می ذارن نگن که گروه فشار بوده چون هیچ کس ندونه دیگه ماها می دونیم اینا کیا بودن.(قابل توجه جناب پتروس فداکار)

اما می دونید.یک بار جمله ای از امام خوندم که فرموده بودند: هر کس برای حق قیام کرد سیلی خورد.

این سیلی خوردن ها و این هانت های آشکار(ببینید پنهانش چه خبره.که آقای احمدی نژاد هم سر بسته به بعضی هاشون اشاره کرد) نشان  دهنده حق خواهی ایشونه.

اما بحث من این نیست.امروز با دوستی در مورد این قضیه صحبت می کردم و ایشون قضیه پانزده خرداد امسال و سخنرانی آقای هاشمی رفسنجانی رو گوشزد کرد.دقیقا یادمه.چند نفر جوان و روحانی انقلابی وقتی بلند شدند که صحبت بکنند و اعتراض کنند از جماعت عوام حاضر در صحنه چه کتک ها که نخوردند و چه اهانت ها و ضد ولایت فقیه ها و منافق ها که نشنیدند.و بعد هم کارشون به دادگاه و دادگاه ویژه روحانیت و ... کشید.اما اینجا خیلی راحت به رئیس جمهور اهانت می کنن عکس ایشون رو آتش می زنن ایشون رو فاشیست می دونن و ... اما صدا از کسی در نمیاد.

به نظر شما این عدالته؟

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

راستی اینایی که رئیس جمهور رو فاشیست می دونن همونایی هستن که خودشون رو واسه خاتمی می کشتن و آخر سر هم همه با هم هو کردنش

رفع الله رایة العباس

نظرحاج رضا

هوالمحبوب درود بر مردی از تبار خونین کفن دشت کربلا درود بر مردی که استقامتش دنیای پر از ظلم و نیرنگ را به تهاجی ناجوانمردانه بر علیه او واداشته درود بر رئیس جمهور محبوبمان دکتر احمدی نژاد .
مرتضی عزیز این حقیقت همیشه تاریخ است که شیطان با همه نیروهایش با همه اعوان انصارش به نیروهای حق طلب یورش می برند دیروز دشمن خیلی به یارانش دل بسته بود بگذریم که خیلی از آنها واقعا نمی دانند حقیقت چیست اما منش و برخورد احمدی نژاد الگویی بسیار عالی برای همه مسئولین کشور باید باشد آری به خوب نکته ای اشاره کردی چند روحانی دردمند و انقلابی 15 خرداد از جناب هاشمی در مجلس سخنرانی چند سوال کردند از خاندان و نقش خاندانش و.... اما نتیجه چه شد دادگاه ویژه روحانیت آنها را محکوم به زندان و شلاق و تبعید کرد و 200 و اندی نماینده برای خفه کردن صدای اعتراض دیگران به هاشمی به قوه قضاییه نامه دادند اما امروز آنها خفه خون گرفته بودند هرچند اگر اعتراض هم می کردند ارزشی نداشت یا همین آقایونی که مرتب از گروههای فشار تحت عنوان انصار و حزب اللهی می نالیدند اعتراضی به آتش زدن به بی ادبی عده ای بی ادب در سخنرانی دکتر نکردند اما خدایش دکتر روی همه اونها را کم کرد امروز روزنامه های نامرد اصلاح طلبان مانند روزنامه کثیفترین و مطرودترین و مافیایی ترین حزب ایرانی یعنی کارگزاران و اعتماد ملی و .... با تیترهای خود سعی کرده بودند تشنج پیش آمده در سخنرانی دکتر را به خیل دانشجویان تعمیم دهند البته حماقت و نامردی این روزنامه ها برای همه انقلابیون ایرانی آشکار است حتی سایتهای خبری مثل بازتاب با نامردی تحلیل خاص خودشان را در این قضیه آورده بودند اما آفتاب درخشان این انقلاب و حقانیت رئیس جمهور روز به روز آشکار تر می شود . بازهم درودم را نثار دکتر می کنم . خدا حفظش کند

 نظر مرکز فرهنگی  شهید آوینی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران برادر بسیجی آقای دکتر محمود احمدی نژاد :

اگر هزار بار هم بسوزيم عقب‌نشيني نمي‌كنيم

رئيس جمهور امروز در جريان سخنراني خود در دانشگاه اميركبير در واكنش به آتش زدن تصاويرش توسط برخي دانشجويان تندرو گفت: آمريكايي‌ها بدانند ما اگر هزار بار هم بسوزيم،يك سانتي‌متر از آرمانهايمان عقب‌نشيني نمي‌كنيم

 

الله اکبر

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت   توسط آرش   | 

به نام خدا

حضور در انتخابات برای همه انقلابیون و انتخاب بهترینها واجب است

با سلام بر همه دوستان

               به زودی شاهد انتخابات پر شور دیگری در ایران هستیم بازهم شاهد این خواهیم بود که مردم در تصمیمات حکومتی شرکت خواهند کرد ، هر دو انتخابات برای ما بسیار مهم است ، انتخابات مجلس خبرگان رهبری در این برهه از زمان یکی از مهمترین انتخاباتها می باشد ، مردم در این زمان چهره  خیلی از آقایان را که در دوره های قبلی نماینده مردم در مجلس خبرگان بودند شناختند،  مردم با حضور در انتخابات نهم ریاست جمهوری و رای خویش رویکرد شان  را به همه نشان دادند مردم به همه کسانی که خود را قیم مردم می دانستند جواب نه دادند ، مردم به کسانی که قوم و خویش بازی را در کشور رواج دادند جواب نه دادند مردم بخاطر رفتارها و تخلفات آقازاده ها و حمایت پدرانشان از آنها به پدرانشان جواب نه دادند مردم اسیر بازیهای سیاسی نشدند ، مردم اسیر گریه های دروغین نشدند ، مردم به عدالتخواهی مخلصانه رای دادند مردم باندهای قدرت و ثروت را که در احزاب دولتی دولت خاتمی و هاشمی نقش پدرخوانده را برای مردم بازی می کردند جواب نه داده و آنها را با اردنگی از صحنه حضور در مسندهای  اجرایی بیرون کردند ، هرچند باند آنها چنان قدرتمند است که هنوز در هرجا که نگاه می کنیم و هر جا حضور ظلم و ستم سرمایه داری را می بینیم آثار حضورشان را مشاهده می کنیم ،آری رویکرد مردم در انتخابات نهم به نمایش در آمد و اینک انتخابات مجلس خبرگان در پیش است و بازهم مردم  هوشیارانه به سراغ کسانی خواهند رفت که از باندهای قدرت و ثروتخارج باشند ، مردم به دنبال روحانیونی شجاع و خداترسی خواهند رفت که دلهایشان تنها برای خدا و مردمشان بتپد نه برای رسیدن به قدرت و ثروت ، مردم به سراغ روحانیونی خواهند رفت که زی طلبگی را به فرمایش مولا و مقتدای انقلاب امام خمینی (ره) و جانشین بر حقش سید علی خامنه ای رهبر معظم انقلاب   ترک نکرده اند مردم به روحانیونی شجاع مومن و انقلابی و خداترس رای خواهند داد نه به کسانی که در خانه های میلیاردی با داشتن انواع خدم و هشم با نهایت وقاحت به محرومین جامعه پوزخند قدرت می زنند ، آری این انتخابات یک آزمون دیگر برای حضور قدرتمندانه مردم ما برای آری گفتن به حضور روحانیونی متقی و خداترس در مجلس خبرگان رهبری می باشد مجتهدینی  که شجاعانه می بایست هم در نظارت بر رهبری و هم خدای ناکرده در انتخاب رهبر بعد از مقام عظمای ولایت تصمیم گیری کنند پس دوستان شجاع و مومن من وبلاگ نویسان انقلابی کسانی که جز از خدای احد و واحد از هیچ موجودی در این جهان خلقت هراس ندارید و هراستان نیز  از خدا تنها  بخاطر هراس از اعمال بد خویش است،  با شجاعت از روحانیون شجاع و انقلابی و پاک دامن  و کسانی که بدور از زخارف دنیا خود و خانواده شان پاک و مشهور به پاک دامنی هستند  حمایت کرده و به آنها رای دهید . موفق باشد

اما انتخابات سومین دوره شورای  شهر و روستا

هنوز خاطره تلخ دوره اول این انتخابات و نمایندگان مضحک و جناحی دوره اول در ذهن مردم هست ۴ سالی که در تهران و در بیشتر شهرها بخاطر بازیهای سیاسی جناح پیروز دوم خردادی و مشارکتی و...از دست رفت و هر روز شاهد دعواها و چپاول اموال مردم بدست شهرداران منتخب و بی کفایت آن نمایندگان بودیم ، تا انتخابات دوم و حضور صادقانه مردانی از جنس مردم، مردانی چون مهندس چمران مردی از جنس همین مردم و دیگرانی که شهردار منتخبشان با همه شهرداران سابق فرق داشت نمایندگان دوره دوم گذشته از تعدادی که در این چند سال هوای نفس و قدرت طلبی همچون اسلافشان باعث گردید در خیلی از موارد از جاده خدمت به مردم خارج شوند بقیه با تمام توان به مردم خدمت کردند و گذشته از چند مورد آنهم بعد خروج دکتر احمدی نژاد از شهرداری پایتخت و انتخاب قالیباف به این سمت مسموم سازی جو  نداشتیم اما اینک کسانی که در انتخابات نهم ریاست جمهوری  در انتخابات دوم شوراهای شهر و روستا و دوره هفتم مجلس تو دهنی محکمی از مردم خورده اند با موذی گری رنگ عوض کرده و به میدان آمده اند از قوی ترین روشهای روانشنانی بهره می گیرند با بازیهای سیاسی و طرح مطالب مختلف قصد مطرح کردن خود را دارند و تلاش می کنند با هجوم خبری دروغین ذهن مردم را از خیانتهای گذشته اشان پاک کنند هنوز مجلس مسخره دوره ششم و زبونی آنها را در مقابل عربده کشی دولت قلدر امریکا یعنی شیطان بزرگ از یادمان نرفته، آنها فکر می کنند اگر در لباس احزاب مختلف با نامها و شعارهای دروغین اعتدال و یا سازندگی و یا....  وارد گود مبارزات انتخاباتی شوند یادمان می رود شهرام جزایریها چقدر به آنها پول دادند و آنها نیز با کمال پررویی اعلام کردند برای کار خیر گرفتم ، هنوز کمکهای شهرام جزایری به احزابشان برای رسیدن به قدرت فراموشمان نشده ، هنوز حمایتهای جنون امیز و ضد امامی آنها از احزاب معاند و فاسد واشخاص ضدانقلابی از یادمان نرفته هنوز یادمان نرفته کمیسیون اصل نود بجای اینکه ملجاء و پناه محرومین جامعه باشد پناهگاه ضدانقلابیون شده بود ،  ولی امروز چهره های کسانی که روزنامه های زنجیره ای فاسد را راه انداختند تا انقلاب را به اضمحلال بکشند در صف مقدم انتخابات شوراها دیده می شود و من شناسیایی آنها را به بینش عمیق خودتان واگذار می کنم انتخابات سوم شورای شهر و روستا نیز برای ما فوق العاده مهم و حیاتی است زیرا آنها یعنی سیلی خوردگان از مردم انقلابی  با تمام توان تلاش دارند بازهم به اریکه قدرت بازگردند تا بازهم مردم را دربحرانهای ساختگی خویش مشغول کرده و از فضای مسموم ایجاد شده به قدرت و ثروت دست پیدا کنند و در این میان نقش گروههای اصولگرا بسیار حائز اهمیت است می دانم که خیلی ها به دروغ لباس اصولگرایی بتن کرده اند می دانم در همین مجلس هفتم ما کسانی که در لباس اصولگرایی رای آوردند امروز از پشت به مردم خنجر می زنند می دانم در همین شورای دوم آدمهایی هستند که بنده و عبید قدرتمندان هستند و می دانم پول و قدرت چه بلایی بر سر مدعیان آورده اما تکلیف ما انتخاب اصلح است ما باید مریدان انقلاب و مخلصان رهبری و مردم را انتخاب کنیم ما باید کسانی را که قصد خدمت صادقانه و مخلصانه به مردم دارند انتخاب کنیم ، ما کسانی را می خواهیم بدور از مسایل سیاسی و بازیهای جناحی  در شورای سوم فقط به فکر خدمت به مردم باشند ما معتقدیم اداره امور شهرمان باید بدست پاکترین انسانها سپرده شود و شهردار منتخبمان باید از میان متخصصترین و متدینترین مدیران این کشور که توان اداره این شهر را دارد و دور از باندهای قدرت باشد انتخاب شود. شهردار این شهر و شهرهای ما نباید وامدار باندهای قدرت و ثروت باشند. .

دوستانم هوشیار باشیبد و با شجاعت و قدرت و با شناخت کامل در انتخابات شرکت کنید .

دوستدار همه وبلاگ نویسان انقلابی و مسلمان 

 آرش کماندار

قابل توجه دوستان: 

حامیان قالیباف چمران را حذف کردند

ائتلاف شکننده اصلاح طلبان در قالب لیستی ضعیف

عطریانفر: قالیباف به خوبی از مدیریت قبلی فاصله گرفته !

توزیع تیم روزنامه وابسته به کارگزاران در نشریات وابسته به شهردار

اصولگرایی کلید اجماع اصولگرایان

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1385ساعت   توسط آرش   | 

به نام خدا
نقل از وبسایت ارزشی حاج حمید

ببخشيد خانم! خيابون شهدا همين‏جاست؟

شهدا ... !؟ نمى‏دونم، فكر نكنم!

ببخشيد آقاپسر خيا ...

معذرت مى‏خوام ... دير شده ... قرار دارم .

آقا ... ببخشيد آقا خيابون شهدا همين‏جاست؟

شهدا؟! راستش من چندسالى نيست اين‏جام . بعيد مى‏دونم همين باشه!

ممنون!

محسن گيج‏شده بود . همه چيز عوض شده . انگار كه يك قرن از آن سال‏ها كه در اين شهر بودند، مى‏گذرد . آدم‏ها! حتى آدم‏هاى اين شهر هم عوض شده‏اند، آدم‏هاى اين خيابان! توى فكر و خيال بود كه هوار يك پسر جوان او را به خودش آورد .
هى آقا مگه كورى؟ پاى منو له كردى .
محسن نگاهش به پسر كه موهاى وزوز روغن‏خورده داشت، افتاد . نتوانست تشخيص دهد چيزى كه پسرك پوشيده، تى‏شرت است‏ يا زيرپيراهن . به طرز مسخره‏اى تنگ و چسبناك بود . بازوهاى درشت و استخوانى پسر را كه از زير نيم وجب آستين رويش مى‏ديدى، ترس برت مى‏داشت و شلوارى كه دلت مى‏خواست‏بدانى چند ساعت‏براى پوشيدنش وقت صرف كرده و اصلا با اين تنگى چطور با آن قدم برداشته!؟ رد بازوهاى استخوانى پسر را كه گرفته به انگشتانى باريك و سفيد با ناخن‏هاى بلند كه لاك مشكى خورده بود و يك انگشتر نقره با نقش جمجمه رسيد كه به سختى توى انگشت‏هاى درشت پسرك قفل شده بود . با خودش فكر كرد كه چه چيزى مى‏تواند اين دست‏هاى قفل شده را از هم باز كند؟ نگاهش كه به چهره‏ى دخترك افتاد، يك آن، جاخورد .
اما نه ... درست ديده بود . شبيه‏ترين چهره به نقش ابليس كه ديشب توى تئاتر ديده بود . خط چشم درشت مشكى كه يك بند انگشت از انتهاى چشم‏ها بيرون زده بود، با سايه‏اى بنفش كه هولناكى چشمش را دو برابر كرده بود و لب‏هايى كه زير آوار رژلب مشكى دخترك داشت‏خفه مى‏شد . نگاهش كه به لباسش خورد، ديگر نخواست آن‏جا بماند . عذرخواهى كرد و به سرعت از آن‏ها دور شد .
مغازه‏ها همه طور ديگرى شده بودند . ويترين‏هاى پرزرق و برق با دالان‏هاى تاريك و كوچك . يك دسته دختر با صورت‏هاى آرايش كرده از روبرو رد مى‏شوند . صداى خنده‏هايشان را از بيست قدمى مى‏توانستى بشنوى . از كنارش كه رد شدند، بوى تند ادكلان‏هاى آمريكايى‏شان مى‏خواست‏خفه‏اش كند . به راهش ادامه داد . كم كم داشت‏به اين صحنه‏ها عادت مى‏كرد . دستهاى به هم قفل شده، دسته‏هاى دختران يا پسران جوانى كه تشخيص باهم يا بى‏هم بودنشان دشوار بود .
به پاساژ كه رسيد، دهانش بازماند . همه چيز چقدر زود اتفاق افتاده بود . چندين سال پيش اصلا اثرى از اين ساختمان‏هاى شيك و بلند نبود، اما حالا چند قدمى به طرف پاساژ برداشت، ترجيح داد برگردد . بوى تند سيگارهاى خارجى كه با ادكلان‏ها و مواد آرايشى مخلوط شده بود، حالش را بد مى‏كرد . ديگر خودش هم داشت مطمئن مى‏شد كه اشتباه آمده . دلش مى‏خواست هرچه زودتر از آن‏جا دور شود .
تا بلوار راه چندانى نبود، اما تحمل يك قدم ديگر در اين خيابان برايش دشوار بود . دلش گرفت . ياد خيابان شهدا افتاد . چه ساده و بى ريا بود . چقدر قدم زدن در آن را دوست داشت .
به زحمت از لابه لاى موتورها، ماشين‏هايى كه مثل اسب رم كرده مى‏تاختند، گذشت تا به آن‏طرف خيابان رسيد . دلش مى‏خواست جلو اولين تاكسى را بگيرد تا يك ‏راست‏به هتل برساندش . پيكان سفيد مدل هشتاد قبل از بقيه پيداش شد . محسن نفس راحتى كشيد و سريع برايش دست تكان داد .
- بلوار!
ماشين چندقدم جلوتر ترمز كرد . سهراب به طرف ماشين رفت . صداى موسيقى تكنو تمام محوطه را پركرده بود . ماشين آرام آرام جلو رفت . محسن سرجايش ايستاد . تازه متوجه دخترك جوانى كه چند متر جلوتر از او قدم برمى‏داشت‏ شد و راننده‏ى جوان كه هماهنگ با قدم‏هاى او ماشين را به جلو مى‏راند و از داخل ماشين چيزهايى مى‏گفت .
محسن سرش را برگرداند . چند ماشين با سرعت از مقابلش رد شدند;

- بلوار؟

- بلوار؟

- مستقيم ...

نگاهش را دوباره به سمت پيكان مدل هشتاد كشاند . هنوز در همان حال بود . فقط چند متر جلوتر ... چند قدم به طرفش برداشت . نگاهش را به راننده‏ى جوان انداخت . موهاى وزوز آغشته به روغن با پيراهن چسبناك كه ... محسن ديگر داشت‏حالش به‏هم مى‏خورد . احساس كرد چقدر هواى اين‏جا آلوده است . چقدر تهوع آور است . جلو اولين تاكسى را گرفت

- دربست!

توى ماشين كه نشست ‏يك نفس عميق كشيد . صداى اصفهانى فضاى ماشين را پر كرده بود:

اين‏گونه‏ام كه در غم غربت‏شكيب نيست

گر سر كنم حكايت هجران، غريب نيست

دلش مى‏خواست زانوهايش را بغل بگيرد و يك دل سير گريه كند .

كاش اين‏جا هم مثل خيابان شهدا بود . كاش آن آدم‏ها اين‏جا بودند . حتى از بچه‏هاى مسجد هم خبرى نيست . اكسى آرام آرام مى‏رفت و محسن گوشه و كنار خيابان را به دنبال لااقل يك نگاه آشنا مى‏گشت . از جايش پريد! حس كرد چيز آشنايى به چشمش خورده . برگشت و به عقب نگاه كرد . يك بار ديگر به تابلو خيره شد . « بيمه ايران شعبه ... (شهداء سابق) » ماشين آرام آرام به جلو مى‏رفت و محسن همين‏طور مات و مبهوت به نام شهدا كه دورتر دورتر مى‏شد، چشم دوخته بود . صداى اصفهانى توى فضا پيچيد .

گـم‏گشتـه‏ى ديـار محبـت كجــــــا رود

نام حبيب هست و نشان حبيب نيست ...


+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت   توسط آرش   |