تبليغاتX
منم آرش کماندار ، مردی از نسل عشق

منم آرش کماندار ، مردی از نسل عشق

در حفاظت از انقلابی که ثمره مبارزات انقلابیون پاک نهاد ایرانیست در طول تاریخ خونبار شیعه

به نام خدا

اینا حرفهای یک انقلابیه مرتضی شیمیایی

سلام

حالم بد شده.کمی بغض گلومو گرفته.درست مثل وقتی که عصبانی می شم شدم.

دو تا موضوع باعث شد که من مانند برادران و خواهران دانشجو که حرکتی انقلابی انجام دادن نتونم با اونا همکاری کنم.اولا یکی به خاطر فارغ التحصیل شدن از دانشگاه و دوری از محیط دانشجویی و دیگری به خاطر بعضی ها بله.دیروز موقع ناهار یکی از اعضای خانواده گفت کاش امروز به نماز جمعه می رفتیم و همان موقع تلوزیون را روشن کردیم و دیدیدم که امام جمعه کیست! گفتم خوب شد نرفیتم.اما نمیدانستم که برادران و خواهران دانشجویم در حال انجام یک حرکت انقلابی هستند.یک اعتراض.اعتراض به کسانی که از هم پالکی های همین آقای امام جمعه متهم به جاسوسی برای اونا شدن و الان هم دارن ول می گردن.

تا حالا این قدر احساس حقارت نکرده بودم.

درست در ایامی که ایادی و مستخدمین و مزدوران همین انگلیسی ها و آمریکایی ها باقی مانده حرم مظلومین شیعه را نیز چشم نداشتند که ببینند و منفجرش کردند و در آستانه سالروز شهادت مادرشان یک عده آدم احمق و وطن فروش و خائن و نامرد به اسم جشن تولد ملکه انگلیس که الهی خدا خودشو دولتشو داغون کنه که ما رو داغون کردن بلند شدن پای کثیف و لجنشون رو گذاشتن توی اون سفارت لعنتی که الهی یه روز با خاک یکسانش کنیم.خدا ازتون نگذره.

مرگ بر خائن

این عکس کارت دعوت سفیر احمق و ضد اسلامی عراق در ایران برای ملکه الیزابته.برای اعتراض به این ایمیل که توی عکسه میل بفرستید.من این کار رو کردم.TEHEMB@IRAQMOFAMAIL.NET

تا حالا اینقدر احساس غرور نکرده بودم.

درود بر این دانشجو.درود بر این مدافع وطن.درود بر این ذلت ستیز.درود بر این مبارز.

در قرآن عزت خواندم که رب نوشت: اشداء علی الکفار رحماء بینهم

اما دیروز...(پاکش کردم)

رفع الله رایة العباس

اینم نظرات ۲ نفر از دوستان همیشه در صحنه

خاکی

شنبه 26 خرداد1386 ساعت: 12:15
دانشجويان و نمايندگان برخي تشكل ها ي دانشجويي در اعتراض به دعوت تعدادي از روشنفكران و هنرمندان ايراني به جلسه اي در سفارت انگلستان كه به بهانه برگزاري مراسم جشن سالگرد تولد ملكه اليزابت برپا شده بود، در اطراف سفارت انگلستان تجمع كردند و اين مراسم را ناكام گذاشتند.
حاج رضا
شنبه 26 خرداد1386 ساعت: 14:18
هوالمحبوب با سلام مرتضی عزیز تو استاد داغ تازه کردنی چیکار کنم از دست تو آخه خدا اون پدر بزرگوارتو قرین رحمت بی کرانش بگردانه و درجاتش عالیست متعالی بگردانه این عکسا چیه می زاری تو وبلاگت بخدا سرم درد می گیره از اینهمه نامردی ای تف تو ذات ملکه جنایتکار انکلیس و دولت کثیف انگلیس ای تف بر حامیان و دستمال بدست بگیرهای وطنی برای انگلیس ای تف تو همه روزنامه های زنجیره ای دوم خردادی نامرد و کثیف آخه آدم چقدر باید نامرد باشه چقدر باید کثیف باشه اینایی که رفتن تو سفارت انگلیس برای دعوت این افریته جهنمی چطوری روشون می شه فردا سرشونو تو مردم بالا بگیرند آخه اون مردک نیرو انتظامی که بچه های انقلابی این سرزمینو زیر مشت و لگد می گیره می تونه فردا سرشو بالا بگیره کاش اینهمه زور و بازو رو موقعی که ارازل و اوباش تو محلات این شهر دخترکان مظلوم رو روز روشن جلوی چشم مردم محل بی سیرت می کردند از خودتون نشون می دادید کاش این باتومهایی که تو سر یه عده بچه انقلابی می زند که گناهشون فقط غیرت انقلابی داشتنه تو سر یه عده ارازل و اوباشی می زدند که تو ماشینهای چند صدمیلیونی و تو خونه های میلیاردی پیراهنهای یقه آخوندی سفید پوشیدند و دکمه هاشونو تا زیر خرخره بستند و با هزار جنایت خون این ملتو تو شیشه می کنند
آقایون بزنید، بزنید این بچه های باغیرتو آخه خون اینها که از خون بچه های جنگ رنگینتر که نیست آخه خونشون از خون شهدای 17 شهرویر 57 که بدست جلادان و نوکران امریکا و انگلیس شهید شدند رنگینتر که نیست اینا همونا هستند شما چشم بصیرت ندارید آهای سرباز که باتومتو تو  سر این جوون می زنی این همون همته این همون علیرضا موحد دانشه اینا همونا هستند که خیابونای تهرون به نام مقدس اونا تزیین شده . آهای بی غیرتایی که تا دعوت شدید به سفارت سینه خیز و هلهله کنان رفتید تو سفارت انشاالله به نفس بر حق همه اونایی که اومدندسفارت تا فریاد بی غیرتی شما را سر بدند هر جفت پاهاتون قلم بشه و چشماتون نابینا و زبانتون چون سگ همواره از دهان بیرون بیافتد بلند بگو الهی آمین
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت   توسط آرش   | 

به نام خدا

سلام

              دوستان عزیز من می دونند  هیچ دل خوشی از سایت بازتاب ندارم اما دلم هم نمی خواست فیلتر بشه چون اگر اون نقدی هم می کرد باید ما قدرت پاسخ دهی را می داشتیم و برای نقدهای سایت بازتاب پاسخهای منطقی می دادیم قرار نیست برای هر مشکلی ساده ترین راه یعنی حذف صورت مسئله را انتخاب کنیم به هر صورت مطلب فوق نقدیست که سایت بازتاب نسبت به فیلم نقاب کرده است.

چرا جناب صفار هرندی عزیز در مقابل کسانی که اجازه اکران به این فیلم دادند برخورد نمی کند چی شده  چرا اونهایی که توی این کشور داعیه دار امر به معروف و نهی از منکر هستند فریاد نمی زنند؟ چرا یقه پاره نمی کنند؟  چرا اصولگراهای ما سکوت کرده اند؟  و همان راهی را دارند میروند که اصلاح طلبها رفتند!!!!

حمایتهای متعصبانه و کورکورانه فقط به این دلیل که بعضی ها ادعای اصولگرایی دارند مگه قرار نبود حمایت ما از هرکسی در این کشور فقط به شرط الهی بودن و مردمی بودن و انقلابی بودن و ....  کارهایشان باشد برای ما چه فرقی می کرد کی حکومت کنه اصولگرا یا اصلاح طلب این دوتا فقط دو تا عنوانه ،  مهم عمل به آنهاست عمل به ارزشهای انقلابمان عمل به خط امام  و اطاعت از رهبری بی بدیل خامنه ای عزیز .

در حالیکه ما در طول ۸ سال حکومت اصلاح طلبها چیزی جز انحراف از ارزشها و از آرمانهای اصیل انقلاب ندیدیم ، در حکومت اصلاح طلبها حمایت از محرومین و یا حتی آزادی سیاسی یک شعار دروغین بیش نبود هر چه عمل  بود فقط برای خودشان و هم جناحیهایشان بود ، با سکوت در مقابل انحرافات در جبهه اصولگرایان ما در حق اصولگرایی ظلمی بزرگ می کنیم اگر سکوت کنیم مشاعی ها چند برابر می شوند رانت خواری اوج  می گیرد و منحرفین به جبهه اصولگرایان نفوذ می کنند ، منحرفین همه تلاششان این است که معنای حقیقی اصولگرایی را خالی از حقیقت نابش کنند مثل کاری که اصلاح طلبها در حق کلمه اصلاح طلبی کردند .

((((پس در مقابل انحرافات سکوت نکنید )))

((   نقاب   ))

آن سوی اکران فيلم آموزشی برای خيانت زنان متاهل!

این روزها با مجوز وزارت ارشاد یک رپرتاژ آگهی صرف به نفع بندر دوبی و به هدف زیر سوال بردن تفریح گاه های ترکیه در سینماهای کشور به نمایش درآمده که در کمال تعجب پس از 3 سال ممنوعیت اکران در دولت گذشته، سرانجام به قول کارگردان با حوصله اش موفق به دریافت مجوز شده است تا برای نخستین بار تبلیغ مستقیم دوبی، امکانات اقتصادی این شهر مانند سیتی سنتر، دانشگاه آمریکایی ها و خیابان آل مکتوم به راحتی به پرده سینماهای ایران کشیده شود.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در شرایطی که سینمای هالیوود با ساخت فیلم تاثیرگذار و موثر «بی وفایی» به دنبال ترساندن منطقی جامعه آمریکا و خانواده های این کشور از بی بندوباری های اخلاقی و خیانت به خانواده در زندگی یانکی هاست، در این سوی جهان و در پناه فرهنگ اصیل ایرانی، برای نخستین بار با مجوز وزارت ارشاد فیلمی در سینماهای ایران به نمایش درآمده که به صورت عملی راه های مختلف ضبط تصاویر خصوصی از افراد، راه های وسوسه زنان شوهردار و روش های خیانت را به زنان شوهردار آموزش داده و متاسفانه تا امروز نه کسی در وزارت ارشاد متوجه این ماجراهای آشکار شده و نه منتقدی برایش صرف می کند که با این محصول 100 درصد اقتصادی و تبلیغاتی مقابله فرهنگی کند!

در این فیلم سراسر اغراق و بزرگ نمایی شده از جذابیت های ساختمانی، تزیینی و ژورنالیستی دوبی که با شعارهای اقتصادی به نفع سرمایه گذاری خصوصی برای این بندر همراه است، یک سری اتفاق بی سر و ته بهانه ای می شود که موضوع ازدواج پسران در قفس امروزی با زنان مسن در هوس دیروزی به روایت تصویر کشیده شود.

داستانی که در سراسر آن روش های سوء استفاده از زنان به شیوه های گوناگون آموزش داده می شود و چقدر جالب است که سازمان های غیر دولتی دفاع از حقوق بانوان و سینه چاکان حقوق فمنیستی حتی ذره ای هم از محتوای این فیلم دلخور و آزرده نمی شوند!

البته شاید فضای فانتزی و ویترینی این فیلم حتی توانسته شوالیه های حقوق فمنیستی را هم خام کند تا کسی از وزارت ارشاد جمهوری اسلامی سوال نکند، به چه ارزشی چنین محصولاتی را بر پرده سینما آورده و زندگی اجتماعی خانواده ها را به مخاطره می اندازید؟

آیا به صرف نشان دادن اتومبیل گران قیمت «فراری» و «لامبورگینی»، یک خانم با دست های آرایش شده حنای مراکشی، چادر عربی که یک جفت چشم فقط از آن معلوم است، موسیقی های تند عربی، ضرب آهنگ تدوین تصاویر با مراکز تجاری دوبی، شعارهایی مانند: دوبی به مراتب بهتر از ترکیه است، در دوبی هر چیزی پیدا می شود، اینجا پر از رستوران های ایرانی است! یا بدتر، جمله وقیحانه؛ نباید با این یائسه ها زندگی کرد، باید این ها را سر کیسه کرد! می توان یک فیلم سینمایی اجتماعی و اخلاقگرا را به پرده نقره ای سینماهای وزارتخانه اصولگرا آورد؟!

در بخشی از این فیلم سراسر توهین و افترا به زنان بزرگ ایرانی که در محتوای فرهنگی دست کمی از محصول آمریکایی پسند «پرسپولیس» و فیلم ضد ایرانی «300 » ندارد، دو پسر یا بهتر بگوییم، دوست پسر دو زن بیوه متمول در پی حادثه ای با هم آشنا شده و با سوار کردن یک سری کلک های عاشقانه و دوستی های غیر مشروع و البته اظهار محبت های غیر متداول با فرهنگ ایرانی و بیشتر شبیه فرهنگ کشورهای غربی، زنان عقدی خود را وارد بازی کثیفی می کنند.

در این بازی این زنان در پس نمایش های ظاهری مجبور می شوند به شوهران خود خیانت کرده و مراحل این شکسته شدن حریم های اخلاقی با دوربین مخفی ضبط می شود تا از آنها ضمن اخاذی، طلاق شرعی گرفته شود و در مقابل قهرمانان خوشگل و خوش تیپ با درآمد هنگفت این کار در دوبی رستوران بزنند!

این موضوع ها در شرایطی به راحتی به تصویر کشیده شد که جامعه ایران سال گذشته چندین مورد حادثه تلخ در انتشار فیلم های خصوصی پشت سر گذاشت و حتی دستگاه های فرهنگی و قضایی در یک مورد خاص و حساسیت برانگیز به دنبال راهکارهای برخورد منطقی و قانونی با این حرمت شکنان بودند.

اما در قامت چنین فیلم سینمایی به اصطلاح اجتماعی که تصاویر تبلیغاتی آن سراسر پایتخت را در اختیار گرفته، ضبط تصاویر غیر اخلاقی از یک زن شوهردار به صورت کامل آموزش داده شده و حتی در برخی از لحظات بازیگران چنان با قدرت، راه های تنظیم زاویه دوربین و روش های فنی آن را اجرا می کنند که می توان حالت رضایت مندی مخاطب را در خنده های تماشاگران و صورت های هیجان زده آنها دید.

اما در نمونه مشابهی از یک فیلم آمریکایی که سینمای هالیوود آن را ساخته ، زنی راضی از زندگی با شوهر و پسرش که در حومه نیویورک ساکن است. برای خرید لوازم تولد پسرش راهی مرکز شهر می شود. 

در این میان حادثه ای موجب می شود، او وارد خانه پسر جوان فرانسوی شود که در نهایت به زوال اخلاقی و خیانت او به شوهرش ختم می شود، شوهر در مقابل برای اعاده حیثیت خود پسر فرانسوی را می کشد و پس از اینکه پلیس از پس اثبات جرمش برنمی آید، تصمیم می گیرد برای نجات زندگی اش راهی مکزیک شود.

در این فیلم تکان دهنده که در لحظاتی وجدان درد آشکار از انجام یک گناه بزرگ را به نمایش کشیده و سعی دارد آن را به مخاطب القا کند، کارگردان با هشیاری تمام برای سکانس پایانی دو نتیجه گیری کرده و حتی در نسخه DVD  سکانس سفر به مکزیک در متن اصلی فیلم قرار داده شده و برداشت دومی به عنوان سکانس حذفی باقی می ماند.

در برداشت دوم از سکانس پایانی مرد ضمن آرزوی روزهای خوش برای خانواده اش در برابر چراغ قرمز اداره پلیس از ماشین پیاده می شود تا خودش را به پلیس معرفی کند.

جالب است که در ینگه دنیا که دوستان حتی ذره ای مردم و هنر آنها را به دینمداری و فرهنگی بودن قبول ندارند، این گونه ظریف یک بحران اجتماعی به تصویر کشیده می شود، ولی در کشور ما که فرهنگ های مهاجم هر آن منتظر حمله به سوی سرمایه های اخلاقی و اجتماعی ما هستند، این گونه براحتی ناموس فروشی و خیانت را آموزش داده و در قالب فیلمی جذاب برای نوجوان و جوانان، آینده کشور را به مخاطره می اندازیم.

آیا به واقع وزارت ارشاد قبلی حق نداشت که 3 سال پیش مجوز اکران به این فیلم نداده بود؟!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم خرداد 1386ساعت   توسط آرش   | 

به نام خدا

با سلام

در حالیکه معتقدم باید در مبارزه با بدحجابی و مفاسد اجتماعی سرچشمه های این پدیده را پیدا و با آن برخورد کرد اما در بحث مبارزه با ارازل و اوباش اقدام قاطع نیروی انتظامی را ستایش می کنم اخباری که گوشه کوچکی از آن در اینجا آورده شده دیوانه کننده است مگر می شود در جمهوری اسلامی چنین اتفاقاتی بیافتد پس در آن زمان نیروی انتظامی و یا حتی مردم با غیرت کجا بودند  ، کجا بودند رزمندگانی که ۸ سال پوزه ستمکاران را به خاک مالیدند ، پس این قوه قضاییه که مدعی اجرای عدالت اسلامی است کجا بوده است بگذریم اما گذشتنی نه از سر بی خیالی بلکه گذشتنی برای ساختن آینده ای خوب برای سرزمینمان .

در وضعیت فعلی همه ما  باید قاطعانه و با جان و دل از نیروی انتظامی و ماموران شجاع آن که با  چنین اراذل و اوباشی برخورد می کنند دفاع و آنها را  تایید کنیم و از قوه قضاییه بخواهیم مجرمین  را به اشد مجازات این جرائم یعنی مرگ برسانند ما هیچگونه مماشاتی را از قوه قضاییه پذیرا نخواهیم بود متاسفانه وضعیت فعلی قوه قضاییه اصلا مورد قبول متدینین نیست ببنید من کی می گویم با این سخنگویی که من در قوه قضاییه می بینم (جمشیدی ) حرکتی انقلابی و قاطعانه بعید بنظر می رسد انجام شود فقط حضور پر رنگ همه مردم در صحنه و درخواست از قوه قضاییه می تواند این قوه را مجبور به برخورد انقلابی و قاطع با مجرمین کند این گزارشات که نمونه ای از آن در اینجا آورده شده نشان دهنده ضعف شدید قوه قضاییه در  اجرای حدود اسلامی و وجود قضات ترسو در این قوه است و  تنها با طرد قضات ترسو و متخلف از  این قوه و ارزش نهادن به قضات انقلابی و عدالتخواه و قاطع می تواند عدالت الهی را در این سرزمین برقرار و ناامنی و اوباش گری را در فضای این کشور از بین ببرد .

اعدام نتیجه اعمال جنایتکارانه ارازل و اوباشی که سلب امنیت اجتماعی می کنند

در همین جا باز هم از اقدام انقلابی و قاطع نیروی انتظامی  تشکر و به سردار رادان فرمانده انتظامی تهران بزرگ خسته نباشید می گویم کاش آقای طلایی با آن خنده های ملیحش که تلاش می کرد از چهره خود فردی دوست داشتنی بسازد تا قدم در شورای شهر بگذارد در زمان مسئولیتش در نیروی انتظامی بجای مماشات اقدامات انقلابی می کرد تا شاهد اینگونه گزارشات نباشیم.

سردار رادان ممنون خسته نباشید

بدون شرح!!!!

  برگرفته از وبلاگ پله پله تا ملاقات با خدا  

یکی از اراذلی که اخیرا دستگیر شده در محله ی سکونت خود با ایجاد رعب و وحشت هر گاه اراده میکرده و با مراجعه به هر خانه ای،دختران خانه را با خود میبرده است و خانواده ها  هم جرات صحبت کردن و یا برخوردی نداشته اند.                                                              

فرد دیگری در محله ی خودش در ملاءعام مشروب خواری میکرده و هیچ کس در زمان ارتکاب این عمل حق عبور از آن محل را نداشته است.فرد مذکور را همواره عده ای از نوچه های وی  و همراهی اسکورت می کرده اند!                                                                                  

فرد دیگری جلوی ماشین خانواده ی محترمی را گرفته و دختری را که در ماشین بوده به پایین میکشد و به خانواده ی وی میگوید که او تا فردا دراختیار ماست.وقتی مرد خانواده اعتراض میکندو میخواهد جلوی وی را بگیرد او را مورد ضرب و شتم شدید قرار می دهند. عمل این فرد اوباش باعث می شود که زبان پسر خانواده به لکنت بیفتد،زن خانواده از ترس بیهوش شود و دختر نیز در دام اوباش مذکور اسیر می شود.

در موردی دیگر فردی از بین اراذل و اوباش،به منزل یکی از بدهکاران خود می ریزند،دست و پای مرد را بسته و در مقابل چشمان او به همسرش..... میکنند دو سه شب بعد از شکایت آن مرد،چهار نفره به منزل وی میریزند و به دخترش نیز..... می کنند.                                        

و همچنین یکی از فروشگاه های لباس در تهران 70 نفر دختر دبیرستانی را اغفال کرده بود. این دختران هر روز به این محل می رفته اند و سپس با پوشیدن لباسهای مبتذل به صورت گروه های ده نفری به مکان های پر جمعیت از پیش تعیین شده فرستاده می شدند تا هم فساد و فحشا را ترویج کنند و هم ارائه دهنده مد لباس باشند.به این افراد که پول هم در اختیارشان قرار داده می شد،حتی گفته شده بود که در کدام سالن غذا خوری غذا بخورند و چه کارهایی بکنند.      

همه ی این موارد حاکی از این است که ما چقدر به این طرح امنیت اجتماعی نیاز داشتیم و آثار مثبت و رضایت بخش این طرح را میتوان در میان چهره ی مردم به وضوح مشاهده کرد.      

سخنی مفید از رهبر فرزانه ی انقلاب اسلامی:                                              

مسولان... از دشمن واهمه نکنند.نمی گوییم احتیاط نکنند،چرا،احتیاط در همه حال لازم است،اما احتیاط کردن غیر از ترسیدن است.اگر کسی از دشمن ترسید،مرعوب دشمن شد،دیگر حرکت نمی تواند بکند.                                                                                                      

+ نوشته شده در  شنبه پنجم خرداد 1386ساعت   توسط آرش   |