سخنی از سر درد

بسم الله الرحمن الرحیم

باز هم آقای اسفندیار!! رحیم مشاعی

این روزها در خبرها راجع به جناب آقای رحیم مشاعی اخبار زیادی را می شنویم و می خوانیم که برخی از آنها بیشتر شبیه طنز میمانند و انسان را به یاد طنزهای مرحوم دهخدا و گل آقا می اندازند و موجب انبساط خاطر می شوند که در این روزگار پر مشغله لبخندی را بر لبان می نشانند که در این باب بایستی از بانی آن تشکر کرد چون نشاندن لبخند بر لبان  جمع کثیری از مومنان و ارادتمندان به انقلاب خود عبادت است و انشا الله نزد خداوند متعال ماجور خواهند بود که از آن جمله صدورحکم پیگیری دریافت خسارات جنگ دوم جهانی از قدرتهای استکباری برای آقای رحیم مشاعی ، این حکم اگر چه از سوی قاطبه دست اندرکاران مسائل سیاسی و اقتصادی بیشتر به یک طنز شبیه است و مایه انبساط خاطر اما ظاهرا خود ایشان این حکم را جدی گرفته و در باره اجرای آن و روشهای پیگیری و ... مصاحبه میکند و الخ .

اولا : چه خوب بود به جای پیگیری دریافت خسارات از دول فخیمه روس و انگلیس و احتمالا آلمان که به ظاهر دست نیافتنی است ایشان مامور دریافت خسارات 1000 میلیارد دلاری ایران از دولت دوست و برادر عراق می شدند که منطقا هم دست یافتنی تراست و هم شاید باعث شود تا مسئولین دولت عراق که به ظاهر مستقلند ولی در واقع تحت تسلط همین قدرتهای فرا منطقه ای کمی به خود بیایند وشمگین شوند و کمتر در باره قرارداد الجزایر و ... رجز بخوانند و بدانند که ملت نجیب و شهید داده ایران بخاطر نجابت خود و در نظر گرفتن شرایط فعلی مردم عراق است که فعلا از طلب خود حرفی نمی زنند وگرنه بلد ند حق خود را اگرچه در دهان شیر هم که باشد بیرون بکشند و نمونه آن هم حکم فوق الذکر .

ثانیا : آقای رحیم مشاعی آن زمان تصدی که یک مسئولیت در شهرداری تهران ویا ریاست سازمان میراث فرهنگی را داشتند چه گلی بر سر مردم زده اند و کدام کارنامه درخشانی را ارائه داده اند که حالا قرار است با وجود ریاست دفتر رئیس جمهور محبوب ، مشاور امور نفتی !!! رئیس جمهور هندوانه دیگری را نیز در دست بگیرند " قدما گفته اند که با یک دست نمی توان چند هندوانه را برداشت "ولی با وجود این آقا ظاهرا بایستی دراین مثال نیز تجدید نظر کرد . چون ایشان اثبات کرده اند که توانایشان بیش از هر نخبه ای است و ممکن است توانایی انجام کارهای دیگری را نیز داشته باشند . الله اعلم

ثالثا : این عزیز با این افاضات جدیدی که اخیرا در خصوص ظهور مولا و آقایمان امام زمان (عج) ، نقد عملکرد انبیا ء، خلقت انسان و ... داشته اند نشان داده اند که نه تنها در امور فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی تخصص دارند بلکه در امورمربوط به خلقت انسان و علم پیش گویی و .. نیز هوش و استعداد سرشاری دارند و حیف است که این هوش و استعداد هدر رود لذا پیشنهاد می شود :

1 – چون در این مملکت قحط الرجال است و آقای رحیم مشاعی هم از همه تخصصها و علوم سررشته دارند و توانایی ایشان هم الا ماشاالله !!! لذا برای ایشان حکمی صادر شود که در مواقعی که هر یک از وزرای محترم کابینه نتوانستند به هر دلیلی مدتی را در سر کار خود حاضر شوند ، ایشان موقتا سرپرستی آن وزارتخانه را به عهده بگیرند تا وزیر مربوطه به کار خود بازگردند. واگر هم نیامد باکی نیست زیرا ایشان به تنهایی توان اداره چند وزارتخانه را نیز دارند .

2 – ایشان ظاهرا در امور فلسفی ،تاریخی و مذهبی نیز تبحرکافی و وافی را دارند لذا بد نیست اگر گاهی نظریه ای فلسفی ، علمی یا ...  بدهند ، خدا را چه دیدی شاید روزی یکی از نظریات ایشان نیز در دانشگاهها و یحتمل حوزه های علمیه نیز تدریس شد !!!.

 سخنی نیز از سر درد با رئیس جمهور محبوب خود داریم :

جناب آقای رئیس جمهور

        

ادامه نوشته

نخبگان در خدمت ؟؟؟

                                            بسم الله الرحمن الرحیم

                                           نخبگانی که در خدمت همه هستند الا ملت

استاد شهید مرتضی مطهری یکی از استوانه های انقلاب اسلامی و یکی از تئوریسینهای حکومت اسلامی بودند که پس از پیروزی انقلاب با هدایت سازمانهای جاسوسی و توسط گروهی از متحجران مسلمان نما و در واقع عروسکهای خیمه شب بازی غرب و شرق با نام و تابلو گروهک فرقان و در اصل نماینده صهیونیزم بین الملل ترور و به شهادت رسید ند ، روحشان شاد ، حضرت روح الله (ره) در باره این سرمایه انقلاب فرمودند : " آثاری که از اوست ، بی استثناء همه آثارش خوب است و من کس دیگری را سراغ ندارم که بتوانم بگویم  بی استثناء آثارش خوب است ، ایشان بی استثناء آثارش خوب است انسان ساز است و ........ "

سالها پس از شهادت این استاد مسلم فرزند ایشان جناب آقای دکتر علی مطهری که عمدتا بدلیل انتسابشان با استاد شهید به مجلس  شورای اسلامی راه یافته اند  در مقام یکی از متفکران نظام اسلامی اخیرا دست به قلم و مصاحبه شده و چپ و راست بیانیه میدهد و مصاحبه میکند که چنین شود و چنان شود و ....

گویا جایگاه خود را با جایگاه پدر شهیدشان اشتباه گرفته اند و شاید امر بر ایشان مشتبه شده که شاید ایشان نیز استاد مطهری دیگری هستند ولی تا بحال کشف نشده اند  و نکته جالب تر اینکه ظاهرا آقایان سبز جامه ایشان را کشف کرده اند و بعنوان سخنگوی آقایان در روزنامه ها مطلب می نویسد و در تلویزیون از سران فتنه  بعنوان نخبگان جامعه یاد میکنند و ... گویا اصلا اتفاقی نیافتاده و سران دو جناح !!! را در قضایای پس از انتخابات  مقصر میدانند و ...

حال سئوال این است که  چرا سران فتنه که از خارج از کشور خط میگیرند و از کمکهای مالی آنها نیز بی نصیب نیستند از این آقایان بعنوان سخنگو و مدافع استفاده میکنند ؟؟؟

واضح است که این ایادی استکبار به این نکته دقت کرده اند که :

ادامه نوشته

سادات اموی وپرچم سبز معاویه در دستانشان

بسم الله الرحمن الرحیم

سید علوی کجا وسید اموی کجا

سلام قبل از هر مطلبی لازم میدانم از اینکه چند صباحی دیر در مورد حوادث عاشورای امسال مطلب مینویسم از دوستان پوزش به طلبم چون وظیفه داشتم زودتر ادای دین نمایم اما چه کنم که انسان است و جایز الخطا .

بگذریم بخاطر دارم مدتی پیش در مقاله ای می خواندم که اعراب هر کس که از نسل هاشم باشد سید میداند و سادات را به خاندان رسول مکرم اسلام (ص) محدود نمی داند ، راستش مطلب هم برایم جالب بود و هم کمی مضحک چون مگر می شود مثلا حاکمان ظالم بنی عباس را سادات نامید و ائمه معصومین (ع) و نوادگات حضرت زهرا (سلام الله علیه )را نیز سادات دانست ،این فکر مدتها مرا آزار میداد و کم کم از خاطرم محو شده بود .

پس از قضایای انتخابات ریاست جمهوری و اتفاقات اخیر و بخصوص واقعه تاسف بار عاشورای حسینی امسال در تهران و رقص و پایکوبی گروهی معلوم الحال و اهانت به قرآن کریم و پرچم عزای امام حسین (ع) و حمله به عزاداران حسینی آنهم با دستبندهای سبز و عدم عکس العمل آقایان سادات ( خاتمی ، میر حسین موسوی ، موسوی خوئینی ها و سایر آقایان سادات !!!!) و علمای اعلام و مراجع محترم که پاسداران دین مبین اسلام آنهم از نوع علوی!!!هستند همانند آقایان صانعی و کروبی و .... بار دیگر این فکر در ذهنم خطور کرد که شاید پر بیراه نباشد و کسانی هستند که از نسل بنی عباس و ... هستند و خود را سادات مینامند و قاعدتا این افراد باید در برابر این بی حرمتی ها آنهم در روز عاشورای حسینی بی تفاوت باشند و حتی اگر بیانیه دادند و از این اعمال دفاع نمودند نباید بر آنان خرده گرفت چراکه اجداد آنها با ائمه معصومین (ع) بدتر از اینها رفتار نموده اند و به آتش کشیدن قران و پرچم عزای سالار شهیدان که در مقابل آن اعمال چیزی نیست .

اما باز فکر کردم در جایی که مهاتما گاندی رهبر بودایی هند میگوید اسوه و الگوی من در مبارزه علیه استعمار انگلستان امام شیعیان حضرت حسین ابن علی (ع) بوده و زمانی که می بینیم هموطنان مسیحی ما در مراسم عزای امام حسین (ع) عزاداری میکنند و حتی هیئتی تاسیس کرده اند و در یک روز نذری هم توزیع میکنند و اساسا هر انسان آزاده و هر کس که زره ای از انسانیت در وجودش باشد نمی تواند در مقابل چنین اعمالی ساکت بنشیند و این آقایان !!! کاملا سکوت کرده اند ویا برای ای عناصر فاسد و محارب دلسوزی هم میکنند واقعا باید به مسلمان بودن و شیعه بودن و ... آنها شک کرد ؟؟؟ و یا ؟؟؟!!!

ادامه نوشته

درسهایی از قیام عاشورا و نهضت امام حسین(ع)

بسم الله الرحمن الرحیم

السلام علیک یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک

ماه محرم ماه حزن و اندوه مسلمین است ، ماه عبرت گرفتن است و خوشا به حال آنانی که از این ماه درسها آموختند و در زندگی خود بکار بستند .


سال 61 هجری قمری بود و حدود نیم قرن از رحلت بنیانگذار دین مبین اسلام میگذشت ، معاویه که مردی سیاس و حیله گر بود و با خدعه توانسته بود خلافت را از صاحبان برحقش غصب کند از دنیا رفته بود و برخلاف عهدی که با امام حسن مجتبی (ع) بسته بود خلافت را به پادشاهی تبدیل کرده بود و اولین پادشاه این سلسله یعنی یزید را به تخت نشانده بود ، یزید مردی شرابخوار و بوزینه باز بود و بر خلاف پدر در ملاء عام انواع خلاف شرع ها را انجام میداد و جالب اینکه گروهی مزد بگیر و ابله وی را امیرالمومنین می خواندند و اوامر وی را مطاع میدانستند ، امام حسین ابن علی (ع) که هم از سوابق این فرد مفسد اطلاع داشتند و هم به یقین میدانستند در صورت بیعت با چنین آدم فاسدی قطعا اصل اسلام نیز به فراموشی سپرده خواهد شد و برای احیاء امر به معروف و نهی از منکر از بیعت با یزید امتناع فرمودند و پس از تهدیدهای بسیار به قصد انجام حج عازم مکه شدند و در مکه نیز چون قرار بود توسط عوامل یزید ترور شوند نهایتا حج را نیمه کاره گذاردند و به دعوت اهالی کوفه عازم این شهر گردیدند ، اینکه چرا باوجود شناخت امام (ع) از مردم سست ایمان و ترسو و ابله کوفه باز دعوت آنان را پاسخ گفتند خود بحثی است که مجالی دیگر میطلبد ولی برای ما همین بس که امام حسین (ع) شاید میخواستند این رفتار در تاریخ ثبت شود تا ما از آن درسها بگیریم ، باری در چنین ایامی بود که خاندان و اصحاب امام (ع) در نزدیکی رود فرات توسط سپاه حرابن یزید ریاحی متوقف گردید و چند روز بعد یعنی در روز دهم همین ماه در این سرزمین مورد هجوم سپاهیان کفر و الحاد قرار گرفتند و با وضعی فجیع به شهادت رسیدند که نحوه شهادت امام حسین (ع) و هر یک از یاران ایشان از حبیب ابن مظاهر آن پیر کهنسال عاشق ولایت گرفته تا حضرت علی اکبر (ع) و حضرت علی اصغر (ع) دل هر انسان غیرتمندی را به درد می آورد و انسان با خود میگوید مگر میشود کسی که نام آدم را برخود نهاده حتی اگر مسلمان نباشد چنین جنایاتی را مرتکب شود آنهم در حق اما م زمان خود و نوادگان همان پیامبری که اسلام را به آنان ارزانی داشته و از آن اعراب جاهلی مردمی عزیز ساخته است ، واقعه عاشورا دیگر در تاریخ تکرار شدنی نیست اما مشابه آن را بامقیاسی دیگر و در ابعادی دیگر شاید بتوان در تاریخ و حتی تاریخ معاصر پیدا کرد و برای همین باید از آن وقایع درس بگیریم تا مبادا روزی مانند آن مردم در مقابل امام خود قرار بگیریم ، درسهایی که میشود از عاشورا گرفت .

ادامه نوشته