به نام خدا

با سلام

فاطمه رجبي: چماقدارهاي هاشمي 15 خرداد پهلوي را تكرار كردند

طلبه هايي كه 10 روز زندان بدون ملاقات و بدون جرم تنها به دليل درخواست سؤال از هاشمي متحمل مي‌شوند و اي كاش يك وكيل جرات پرسش دربارهْ گروه چماقدارهاي هاشمي را به خود مي‌داد كه در 15 خرداد تكراري دوباره از چماقداران پهلوي را به نمايش گذاردند

وكلاي مجلس هفتم با تاخيري دو ساله اصول گرايي خودرا به ملت عرضه كردند!آنان كه در حدود يك سال همكاري با خاتمي سكوت، مدارا، دوستي، همراهي و همدلي را در پوشش تعامل با دولت اصلاح طلب پيشه كرده بودند، در يك سال همزماني با دكتر احمدي نژاد ملت را به يك امر مهم رهنمون شدند كه اصول گرايي مجلس از نوع اصلاح طلب است!!

نامه 210 امضايي وكيلان در حمايت از هاشمي و دامن زدن به نمايش از پيش ساخته شده قم به مردم فهماند كه صدها تذكر به رئيس جمهور درمدت چند ماه، قلع و قمع بودجه او، اعتراض پي در پي به سفرهاي استاني-مردميش، بغض واعتراض نسبت به نامه الهي-سياسي وي به بوش جنايتكار، چالش با طرح افتخارآميز هسته اي و حتي اعتراض دلسوزانه!! به طرح اعلان افسانه اي بودن هولوكاست از سوي رئيس جمهور از جانب مجلسيان و نطق ها، مصاحبه ها، هتاكي ها و... همه و همه در راستاي كدام نقد كارشناسي و تعامل صورت مي‌گيرد؟

ملت پس از اعلان نامه 210 امضائي وكلا دريافت كه چرا برخي وكيلان آن هم به ويژه از نوع اصول گرا تنها درد وغم مليشان حول محور مخالفت با سخنان، تصميمات و برنامه هاي عدالت محور احمدي نژاد رقم مي‌خورد و چرا درپي هر كاركرد يا سخنان خداپسندانه ومردم گرايانه او رگهاي گردنشان متورم شده، تير زبان را تا قلب ملت شليك مي‌كنند؟ هم چنين ملت به درستي و روشني متوجه شد كه چرا وكيلان اين همه دردمندي را از آن روي انجام مي‌دهند كه وكيل الدوله نباشند؟!!

ونيز براي آنها كه يك سال اصلاح طلبي دين ستيز را همراهي كرده اند، خط قرمز دين و سياست جز درهاشمي خلاصه نمي شود.

هم چنين فريادهاي توهين آميز پيوسته در مجلس عليه رئيس جمهوروعدالت محوري هاي او با هربهانه و با كدام بها و ازكدام منشا وبا كدام مقصد سر داده مي‌شود؟

بنابراين چه تفاوتي بين افاضات اصولگرايان با نعره هاي اصلاح طلبان است؟!
واين وكيل المله ها ملت را و دين را و روحانيت آنهم از نوع  اصيل آن را در هاشمي وتنها هاشمي مي‌نگرند، بديهي است كه خط و جهت و سمت و سوي آنان جز برحول هاشمي نمي چرخد.

وكيلان در آزمون بسيار بدي ملت را به گواهي طلبيدند و ملت پس از اين قربت معنا دار و البته شفاف و صريح به روشني دريافت كه جز پشيماني از آراء خود و گرفتاري دوباره در ورطه كارگزاراني، هيچ اصولي را در مجلس هفتم نبايد دنبال كنند. آرزوي ملت آن بود كه شايد حتي يك وكيل دراعتراض به زنداني بودن 10 روزه چند طلبة حوزه امام صادق(ع) احساس مسؤليت كند. طلبه هايي كه 10 روز زندان بدون ملاقات و بدون جرم تنها به دليل درخواست سؤال از هاشمي متحمل مي‌شوند و اي كاش يك وكيل جرات پرسش دربارهْ گروه چماقدارهاي هاشمي را به خود مي‌داد كه در 15 خرداد تكراري دوباره از چماقداران پهلوي را به نمايش گذاردند.

البته ملت يك نكته اساسي را بدست آورد كه اصول گرايي اصلاح طلبانه مجلس هم از نوع كارشناسي و هم بعد درون گفتماني و هم دردمند هاي عالمانه عليه خرافه گرايي و هم .... در پيوند با روحانيت اصيل هاشمي رفسنجاني است. پس براي اين وكيلان هيچ مساله ملي و بين المللي پر اهميت تر از احيا و ابقاي هاشمي نبوده ونيست. اين است رسالت و مسئوليت وكيلاني كه نمي خواهند وكيل الدوله باشند!! هرچند به بهاي گزاف آن را پيگيري كرده و به مقصد برسانند.

منبع: نوسازی

چه می کنه این مجمع تشخیص مصلحت نظام

کوچ دسته جمعی از این مرکز استراتژیک به آن مرکز استراتژیک